معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
789
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ » و نگروند بيشتر آنها به خداى تعالى « إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ » مگر آنكه در آن گرويدن با خداى تعالى انباز گيرند . و گويند كه چون آيهء « وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ » نازل شد كافران گفتند كه ما اعراض نمىكنيم بلكه مقرّيم كه خالق آسمان و زمين اللّه تعالى است ، اين آيه فرستاد كه « وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ » يعنى آنچه ايشان آن را ايمان نام كردهاند آن مقرون به شرك است . مىگويند خالق آسمان و زمين حضرت اوست و لكن عبادت اصنام مىگويند « 1 » و « احبار » را ارباب مىنامند . ابن عبّاس صلى اللّه گفت : شرك ايشان عبارت است از تشبيه ايشان مر حقّ تعالى را بخلق او . در روايت ديگر از ابن عباس است كه آيه در شأن آنان نازل شده كه مىگفتند « اللّه ربّنا وحده لا شريك له و الملائكة بناته » مىگفتند كه خداى تعالى را شريك نيست و لكن ملائكه بنات اويند و اعتقاد مىكردند و اين عين شرك است « إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ » عبارت از اين اعتقاد باطل ايشان باشد و عبدهء اصنام گفتند « ربّنا اللّه وحده » و لكن به عبادت بتان مبادرت مىنمودند و مىگفتند « هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ » و جهودان مىگفتند ربنا اللّه و عزيز را ابن اللّه مىدانستند و و نصارى « ربنا اللّه وحده » مىگفتند و مسيح را به بنوّت به نسبت به حضرت او سبحانه اعتقاد مىكردند و ايمان همهء اينها منسوب به شرك بود . و امام ابو منصور رحمه اللّه گفت « و ما يؤمن اكثرهم باللّه بالسنتهم الّا و هم مشركون بقلوبهم » كه به اين تأويلات مندفع شد : سؤال آنكه مىگفت : ميان ايمان و شرك ضديّت است و اثبات هر دو ضد در يك محل ممكن نيست يعنى هر كه مؤمن است مشرك نيست و هر كه مشرك است مؤمن نيست .
--> ( 1 ) - ح : مىكنند .