معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
790
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
و بدانكه شرك به دو گونه است : اوّل - جلى و آن آنست كه غير او را معبود اعتقاد كنى . دوم - خفى و آن آنست كه غير او را معبود اعتبار كنى هرگاه كه در كلّ امور ضارّ و نافع مدبّر و مسبب او را دانستى آنگاه دست از اسباب بدار و از هيچكس طمع خير و شر مكن . چو شد پديد « 1 » مسبب معطل است سبب . لطيفهء شريفه فى هذا المقام « 2 » - قوله تعالى « وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » بدانكه آيات بيّنات كه دلايلاند بر وحدت ذات و كمال صفات از حد و عد افزون « 3 » و از تعداد اعداد بيرون و تفصيل آن ممكن نيست اما هرگاه كه حجاب شبهت از پيش مطالع انوار فكرت بردارى از منشاء تكوّنات « 4 » بر وحدت ذات او سبحانه هزار نشان بينى و هر وقت كه عنان نظر در موافقت اعتبار بدست عقل فعّال دهى بر كمال قدرت او صد هزار برهان بينى از آنجا كه از عرش مجيد تا فرش بسيط بر صحيفه ايجاد به خامه ابداع و اختراع صور آفرينش را رقم وجود نقّاش قدرت واجب الوجود جلّ ذكره بركشيده و بقلم قدرت شاملهء خود بنگاشت ، بساط بسيط مربوط و مضبوط زمين را بر مثال خلد برين و صحن بساطين با وراد و رياحين ، چنان كه شايستهء تحسين است مهندس قدرت او آراسته و رخسار گلنار لالهزار چهره با نظره عرايس ابكار كارزار را به كلفونه انوار و سفيداب « 5 » ازهار و خطّ و خال بنفشه و گل و جعد مجعّد ريحان و سنبل مشاطه صنعت او پيراسته كه « إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها » اين طاق نه رواق معلق را بر فرش اثاث اين نه طباق مطبّق
--> ( 1 ) - ح : چو شد بدين . ( 2 ) - ح : اما بسط كلام فى هذا المقام . ( 3 ) - ح : بيرون . ( 4 ) - ح : از منشآت و مكونات ( 5 ) - ح : سفيداج .