معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

737

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

* * * انصاف در جبّلت عالم نيامده است * راحت بصلب گوهر آدم نيامده است از جور دهر دم مزن و نامراد باش * كين جا دم مراد مسلّم نيامد است زين اهل روزگار دگر دوستى مجوى * كاينجا دو دوست يكدل و يكدم نيامد است و در روضة الأصفياء آورده است : كه در حين ملاقات چون يوسف خواست كه بر تحيّت سلام بر پدر سبقت جويد از آن ممنوع شد و معلوم نيست كه حكمت الهى جلّ و علا از آن منع چه بوده باشد . ظاهر آنست كه چون در اول نزول سبقت نجسته بود از سبقت تحيّت نيز محروم ماند و امّا امام الانام نجم الملّة و الدّين قدّس اللّه تعالى روحه در تفسير تيسير تضعيف اين قول نموده ، مىفرمايد : كه آنچه نقل از جبرئيل كرده‌اند كه مر يوسف را گفت : « انّك لم تحترم لابيك فقطع نسل النّبوّة منك كلام باطل لا يجوز ان يذكر و يعتقد » زيرا كه انبيا را جائز نيست تعظّم نمودن بر هيچ فرد از افراد مسلمانان به تخصيص بر پدر بزرگوار خويش كه بر مسند نبوّت مستند باشد و نسبت بسيارى از انبياء مرسل بوى منجر شود و اللّه تعالى اعلم بحقيقة الحال . القصّه - چون يوسف شرف ملازمت اسرائيل اللّه دريافت ، اول حضرت يعقوب فرزند عزيز را مخاطب ساخته ، گفت : « السّلام عليك يا مذهب الاحزان السّلام عليك يا مذهب التّعب و الهوان » و هر دو يكديگر را در كنار گرفتند چندان گريستند كه هر دو بىهوش شدند و چون به هوش آمد يوسف دست پدر گرفته پيش ملك آورد و ريّان بنا بر آنكه به نبوّت ابراهيم و اهل بيت او