معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
738
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
گرويده بود ، ناموس سلطنت را بر طاق نسيان نهاده ، در دست و پاى يعقوب افتاد ، و نيازمندى نموده ، سپاس دارى يوسف نموده . گفت : يا اسرائيل اللّه اگر فرزند ارجمندت اهتمام ننمودى ، و تعبير واقعه كما ينبغى نفرمودى اكثر « 1 » اهل مصر رقم رقيّت يوسف بر ناصيهء ايشان مثبّت گشته بود ؟ امروز مطلق العنان گشتند ؟ و كيفيّت واقعه چنان بود كه در اين روز كه هنگام « وصل الحبيب الى الحبيب » بود تمامى اهل مصر حاضر بودند ، و همه به رقيّت يوسف مقرّ و معترف ، مجموعشان گفتند كه ما همه بنده و مملوك اين صاحب دولتيم ، و تمام اسباب و املاك ما از ضياع و عقار ملك مطلق « 2 » او است . يوسف گفت : اى پدر مقصود ازين امر آن بوده است كه امروز چون شما تشريف حضور ارزانى فرمائيد ببينيد كه لطف حضرت خداوندى جلّ و علا در شأن اين بندهء غريب و معاملهء كه فرموده و مرا از چه نوع مذلّتها بچه عزّتها مشرّف گردانيده و ارتكاب اين امر نه از براى فخر و بارنامهء پادشاهيست ، بلكه مقصود از اين امر آن بوده است كه امروز همه را در نظر شما از قيد رقيّت رهانيده و بعزّ حريّت رسانيدى « 3 » . مصريان همه شما را امروز به ديدار مبارك و لقاى ميمون اين پدر بزرگوار ، از قيد بندگى آزاد كردم و تمامى اسباب و املاك شما را كه به من تمليك نموده ، باز گذاشته بوديد همه را بشما ارزانى داشتم . نظير اين آنست كه چون روز قيامت شود و جان پيوند قدرت و خاتم بند حكمت به پيرايهء « كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ » و صلات مفاصل اناسى و مقطّعات مواصل ادانى و اقاصى بند بر بند پيوند دهد از خوف و خشيت آن روز پرسوز ، جمال گلرويان عالم كه هر يك گلدسته باغ ارم بودى آراسته و بواسطهء سموم غموم و
--> ( 1 ) - ح : اكثر اهل مصر به بلاى قحط گرفتار گشته ممات بر حيات برگزيدندى . و راه عدم پيش گرفتندى و روايتى آنست كه اهل مصر رقم رقيت يوسف بر ناصيهء ايشان مثبت گشته بود امروز مطلق العنان گشتند . ( 2 ) - ح : ملك طلق اوست . ( 3 ) - ح : بعز حريت رسانم .