معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
713
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
ترنّمت برفيع الصوت و اعتذرت * انّ الهدايا على مقدار مهديها بيت پاى ملخى نزد سليمان بردن * عيب است و ليكن هنر است از مورى تقريب - اى درويش حقّ تعالى با ضعفاى اين امّت همين معامله مىنمايد ، يكى تمامى روى زمين را سجده مىكند و در اطباق سماوات شبرى بىسجده نمىگذارد ، به يك ناز كه آغاز كرد و زمزمهء « أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ » در عالم در داد ، رب العزّة جلّ و علا از مقدمهء قهر ، آتش بىنيازى در خرمن طاعت هفتصد هزار سالهء او زد كه ما را نه ناز تو مىبايد و نه طاعت تو ، نه كبر تو مىبايد و نه عبادت تو ، باز درويشى مفلسى شكسته دل خستهء كه دو ركعت نماز با تقصير بيارد و خود را حقير داند ، خطاب آيد كه اى ملائكه هشت بهشت را كه عرض وى چون هفت آسمان است با شش جهت در برابر پنج وقت نماز با تقصيرش در چارسوى « 1 » ملكوت بوى مسلّم داشتيم ، و سه برات : اول - آزادى دوزخ . دويم - رسيدن به بهشت . سيّم - مشرّف شدن بلقاء و رؤيت . بر عنوان منشور اعمال وى نوشتيم و بنقد به دو جنّت « وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ » و رضاى يكبار « 2 » « إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ » مستسعدش گردانيد ، تا جهانيان بدانند كه بطاعات كسى حاجت نداريم و يك نياز نيازمند « 3 » نزد حضرت ما دوستتر از صد هزارساله عبادت ملاء اعلى و كرّوبيان
--> ( 1 ) - ح : در چهار سوى . ( 2 ) - ح : يك بار - د : يك يار . ( 3 ) - ح : و يك نياز نيازمند مستمندى نزد .