معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
34
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
يوسف گمگشته بازآيد به كنعان غم مخور * كلبهء احزان شود روزى گلستان غم مخور گر بهار عمر باشد باز در صحن چمن * چتر گل در سركشى ، اى مرغ خوشخوان غم مخور باز اگر سوختگان آتش عشق كه از سوز وصال ، و عشق جمال ، دل و جان بر كف نهاده و خانومان بباد داده بدرگاه تو آيند و از سوز عشق و داغ فراق ناله كنند ، هم تو سوره يوسف بر ايشان خوان ، و بگوى چنان كه زليخاى نامراد را بمراد رسانيديم شما را نيز بمراد « 1 » رسانيم . خرم آن لحظه كه دلدار به يارى برسد * آرزومند نگارى به نگارى « 2 » برسد قيمت وصل نداند مگر آن سوختهء * كه پس از دورى بسيار ، به يارى برسد عزت گل نشناسد مگر آن مرغ اسير * كه خزان ديده بود پس به بهارى برسد وجه نهم « 3 » - كه در تفسير كبير « 5 » مىگويد « 4 » : كه بعضى از اصحاب صفه رضى اللّه عنهم از حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلّم سؤال كردند كه يا رسول اللّه حق تعالى قصّهء يوسف « 6 » را احسن خواند ، حكمت درين چه بود ، فرمود از جهت آنكه گويندهء اين قصّه ، نيكوگوى است ، و صاحب اين قصه نيكوروى ، و مخاطب نيكوخوى . گفت يا رسول اللّه ديگر پيغمبران نيكوروى نبودند ، فرمود بودند اما نه چون يوسف عليه السلام . « فانّ يوسف كان فى الليل قمرا و فى النّهار شمسا و فى السحر كوكبا » يعنى دائره رويش در شبهاى تاريك از ماه تمام نيابت
--> ( 1 ) - د - ح : بمرادها برسانيم . ( 2 ) - د - ح : چه داند . ( 3 ) - د : وجه دهم . ( 4 ) - د : به كنارى . ( 5 ) - د - در تيسير مىگويد . خ . بدون وجه نهم . ( 6 ) - د - ح : ذكر حسن يوسف .