معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
632
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
آه از آن روز كه عاصيان را در مقام سؤال بدين منوال خجل گردانند و همه سر در پيش افكنده از گفتگو درمانند . آنگاه امر فرمود تا ايشان را به ضيافتخانه بردند و جمعى از ملازمان را به خدمت برادران تعيين كرد . امام خلف سجستانى ، در تفسير خود آورده است : كه آن خانهء بود كه يوسف از سنگ رخام بنياد نهاده بود و طول وى چهار ذرع بود و آن خانه را مذهّب ساخته و به تصوير صور مزيّن گردانيده ، صورت يعقوب را با ساير اولاد در آن خانه پديد كرده « 1 » ، و تمامى واقعات گذشته كه ميان او و برادران بوقوع پيوسته ، همه را يكيك در آنجا بنموده ، بعضى را بتصوير بركشيده و به خط عبرى تحرير ، بعضى را ظاهر گردانيده ، مثلا صورت شمعون را بنگاشته كه بدست راست كارد برداشته و بدست چپ گيسوى يوسف را گرفته به قصد آنكه آن را به قتل رساند ، و همچنين صورت روبيل بركشيده و يوسف در زير دامنش گريخته ، و وى به مدافعهء يوسف مشغول گشته ، و نيز صورت چاه و برهنه كردن يوسف و در چاه افكندن و باز بيرون آوردن و به مالك ذعر فروختن ، و سلسله در گردنش افكندن ، و باقى احوال مشروح بعضى منقوش ، و بعضى مكتوب ، بر در و ديوار مثبّت ساخته . حاصل برادران چون به اين خانه درآمدند نگارخانهء ديدند بنقوش بديعه منقّش ، و به فروش « 2 » منيعه مفرّش ، چون بنشستند ، اول كسى كه نظر بر اين صور انداخته ، روبيل بود مر برادران را گفت : كه درين صورتها نگاهى كنيد كه همه بيان احوال و تقرير افعال ماست كه به نسبت بيوسف پيش برده بوديم ، چون برادران در صور نظر كردند خجلت بر ايشان به مرتبهء مستولى گشت كه نظر از ديدار و زبان از گفتار بازماند ، و خوف و خشيت بر دلهاى ايشان استيلا يافت . نظير اين آنست كه چون روز قيامت شود و بوالعجبان سياه كار خرابات
--> ( 1 ) - ح : بديد كرده بود . ( 2 ) - ظاهر افراش .