معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
619
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
سه روز كس فرستادى ، و گفتى سوگند خوردهام كه وديعه باز نستانم ، و فى الواقع از آن مستغنىام ، اكنون شما آن را در ذمّه معيشت خود صرف نمائيد تا سوگند من راست شود و من سپاس دارم و ممنون منّت باشم به اين طريقه صدقهها به درويشان كرم مىنمودى تا بههيچوجه وضع منّت در ميان نبودى قوله تعالى « قالُوا يا أَبانا ما نَبْغِي هذِهِ بِضاعَتُنا رُدَّتْ إِلَيْنا » اين « ما » در اين موضع محمول بر دو معنى مىتواند بود يكى آنكه بمعنى استفهام باشد اى « ما ذا نطلب و ما نريد هل فوق هذه من مزيد » يعنى چون بضاعت خويش در ميان بار ديدند ، گفتند : اى پدر ما اكنون چه خواهيم ؟ و بر اين احسان و اكرام كه با ما پيش بردند چه مزيد جوئيم ؟ كه ما را اكرامى نمود و طعام بما فروخت و باز بهاى آن بما باز داد و معنى ديگر آنكه « ما » بمعنى نفى باشد « اى لا نطلب منك شيئا لثمن الغلّة » ما از تو اى پدر چيزى ديگر نمىخواهيم از براى بهاى غلّه ، به همين بضاعت غلّه مىخريم و به سر اهل عيال خود مىآريم « وَ نَمِيرُ « 1 » أَهْلَنا » يقال ما راحلة يميرهم اذا جاء باقواتهم من بلد « وَ نَحْفَظُ أَخانا » و در رفتن و آمدن محافظت برادر خويش مىكنيم « وَ نَزْدادُ كَيْلَ بَعِيرٍ » شتروارى ديگر گندم از براى برادر خويش زياده مىگيريم چه هر فردى را شتروارى گندم مقرر است « ذلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ » يعنى شتروارى غلّه اگر چه نزد ما بسيار گرانست و ليكن نزد عزيز اندك و ارزانست . يعقوب فرمود : اين سخن شما وقتى استوار دارم كه وثيقه در ميان آريد و پيمان را بايمان مؤكّد سازيد « لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَكُمْ حَتَّى تُؤْتُونِ مَوْثِقاً مِنَ اللَّهِ لَتَأْتُنَّنِي بِهِ » نفرستم ابن يامين را با شما تا آنگاه كه پيمان دهيد و عقدى استوار بنديد ، و خداى تعالى را بر خويشتن گواه گيريد ، و بحقّ محمد خاتم پيغمبران سوگند ياد كنيد كه با اين برادر غدر نكنيد و او را به من باز آريد « إِلَّا أَنْ يُحاطَ بِكُمْ » ( اى
--> ( 1 ) - ح : يسأل ما راحلة غيرهم اذا جاء باقواتهم من بلد الى بلد « وَ نَحْفَظُ أَخانا » ما راحلة غيرهم .