معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
29
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
در سه سوره محرّر است اما قصهء عيسى عليه السلام در سه سوره معدود است قصهء يحيى عليه السلام در دو سوره معهود است « 1 » . وجه چهارم آنست كه قصّههاى پيغمبران و مشقت و محنت كشيدن ايشان از ممر بيگانگان و كافران بود و قصهء يوسف و جور و جفا كشيدن او از آشنايان و برادران بود . من از بيگانگان هرگز ننالم * كه با من هر چه كرد ، آن آشنا كرد پس قصهء كه درو نام دشمن مذكور نگردد ، هرآينه احسن القصص باشد . وجه پنجم آنست كه محمد بن يحيى گفت كه اين قصه احسن القصص است زيرا كه در وى بيان سه حالت است كه آن سه حالت اجل « 2 » احوالست پس قصه كه مشتمل برين سه حالت باشد احسن القصص باشد ، اما بيان آن سه حالت اول رعايت خدمت حقتعالى در شدت و رخا دويم تحسين اخلاق در جميع معاملها سيم بهپاى داشتن مروت به قدر طاقت « 3 » در همه وقتها اما رعايت خدمت حق سبحانه و تعالى آن بود كه در قيد رقيّت و در اوان اظهار سلطنت يوسف صديق از روى تحقيق به خدمت و طاعت الهى جلّ و علا كما هى بذل جهد و طاقت مىنمود ، و در شدّت و رخا ميان بلا و نعما تفاوت نمىديد و اين لطفى است بىنهايت و توفيق بىغايت ، اما تحسين اخلاق آن بود كه هر چند از طريق خلايق و صنايف طوايف محنت و مشقّت بدان حضرت عايد مىگرديد « 4 » او در برابر هر محنتى محبّتى پيش مىبرد و بجاى هر كم داشتى در گذاشتى مىنمود ، هر چند دربارهء او بدى مىكردند وى عفو مىكرد و چندانكه بر صفحه ضمير « 5 » وى رقم اندوه و غم مىنگاشتند وى محو مىفرمود ، و اين نيز اعلاى مقامات و اقصاى درجات بود از لطف و عنايت
--> ( 1 ) - ح . نسخه خ بدون ، نوح ، ابراهيم ، موسى ، شعيب ، ايوب و سليمان . ( 2 ) - چ . احسن احوال . ( 3 ) - ح . حاجت . ( 4 ) - مىگشت . ( 5 ) - بدون ضمير .