معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

612

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

راه دور آمده‌ايد بضاعت شما قبول افتاد ، به خزينه بريد ، كه به جهت يعقوب پيغمبر اين بضاعت را عزيز و محترم مىدارم . و بعد از آن فرمود تا غلّه از براى ايشان به كيل زياده از ديگران بپيمايند و ذلك قوله « وَ لَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ » اى كال لهم طعامهم « 1 » و اوفر جمالهم يعنى چون غلّه از براى ايشان ترتيب فرموده از براى هر يكى شتروارى تعيين نموده و زيادتى بهاى غلّه را به ايشان بخشيد « قالَ ائْتُونِي بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِيكُمْ » بعد از آن كه اتمام كيل ايشان نمود برادر پدرى ايشان يعنى ابن يامين را طلبيد تا براى وى بيارند . حكمت در طلب وى يكى آن گفته‌اند كه چون يوسف از براى هر كدام از ايشان شتروارى بار تعيين فرمود ، ايشان دو شتروار ديگر از براى پدر و برادر مىطلبيدند و جهت ناآمدن پدر كبر سنّ و شدّت حزن و عدم بصر عذر نهادند ، و جهت اقامت برادر نزد پدر خدمت و رعايت جانب او گفتند . يوسف فرمود : كه نگاه داشتن آن فرزند و اختيار او در ميان شما دليلست بر علوّ شأن و وضوح برهان وى و كثرت محبّت پدر به نسبت بوى به اين دليل تمسّك نموده گفت « ائْتُونِي بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِيكُمْ » . حكمت ديگر : آنكه برادران را در مدّعاى ايشان تكذيب كرده بود و مقرّر فرموده بود كه گواهى بر صدق مقال خود بگذرانيد ، ايشان را در مصر كسى نمىشناخت ، بر آن قرار يافت كه برادر ايشان بيايد و از نزد پدر خبر بياورد تا تصديق قول ايشان نمايد و در رعايت جانب ايشان اهتمام فرمايد و الّا تكذيب ايشان متيقّن شود . حكمت ديگر آنكه اشتياق حضرت يوسف بملاقات وى به نهايت رسيده بود زيرا كه از برادران همه جفا ديده بود و از وى وفا ، از ديگران كدورت بوى رسيده بود

--> ( 1 ) - ح : و اوقر جمالم .