معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

27

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

چنين شود « نحن نقص عليك احسن ما نقصّ به من الاحاديث » چه فعل به اين هر دو معنى آمده است چنان كه ( سلب و طلب ) كه هم بمعنى مصدر است و هم بمعنى مفعول و اگر گويند احسن القصص « 1 » بمعنى نيكوترين قصه‌هاست اين قول خطاست زيرا كه قصص بنصب « 2 » قاف مصدر قصّ يقصّ قصا و قصصا آمده است و اگر مراد قصه‌ها بودى بكسر قاف آمدى ، و ابن عباس گفت « 3 » بمعنى « نحن نبيّن لك احسن البيان » است و مراد از قصه باصطلاح عربيت بيان كردن خبر است پىدرپى چنانچه مقتضاى سوق كلام باشد و خوبى قصه آنست كه جيّد اللفظ صريح المعنى باشد به حيثيّتى كه ارتباط الفاظ او مشير بمعنى مرتبهء مقصوده باشد تا آن معانى مراد در ازاء الفاظ منتظمه بر طريق وضوح مفهوم گردد . امّا « 4 » در بيان احسنيّت اين قصّه ، بدانكه علماء تفسير قدس اللّه ارواحهم « 5 » و ارباب تصنيف و تحرير نضر اللّه بهجتهم چند وجه درين باب بيان فرموده‌اند اين فقير بعد از مطالعهء آن وجوه چند وجهى مرغوب مشحون بصنوف اشارت در سلك عبارت درآورد تا مروح ارواح سامعان و منظر رياض بواطن طالبان باشد . وجه اول آنست كه اين قصه از ابتدا تا انتها در زمان مديد و عهد بعيد « 6 » . بوقوع پيوسته ، از امام حسن بصرى « 7 » مرويست كه فرمود كه از ديدن خواب كه مقدمهء اين خبر با خطر و عنوان اين قصهء با غصه است « 8 » تا برجوع فرزند به پدر اعنى يوسف بيعقوب ( ع ) مدت هشتاد سال بود و درين مدت مديد يعقوب را هر سالى حالى طارى مىشد و هر ماهى ناله و آهى « 9 » و هر هفته غم نهفتهء و هر روزى سوزى ، و هر شبى طلبى و هر دمى غمى و هر ساعتى شفاعتى و هر طرفة العينى فراق قرة العينى مىبود چون اين

--> ( 1 ) - بى بمعى . ( 2 ) - بفتح قاف خط . ( 3 ) - ح . و ابن عباس رضى اللّه عنهما بمعنى نحن نتبين لك احسن البيان آمده است . ( 4 ) - چ . اما بيان . ( 5 ) - چ . قدس اللّه سر هم . ( 6 ) - چ . وقوع پيوسته . ( 7 ) - چ . از حسن بصرى . ( 8 ) - چ . با حصه است . ( 9 ) - چ . بدون نالهء و .