معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
564
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
سيّم - آن بود كه او را بمجلس خاصّ حاضر گردانيده ، با وى بىواسطهء ترجمان بگفت و شنيد درآمد « فَلَمَّا كَلَّمَهُ » . چهارم - آن بود كه او را بستود و گفت « إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنا مَكِينٌ أَمِينٌ » او را به مكنت و امانت وصف كرد و اين كلمه جامع است مر جميع فضائل و مناقب را ، چنان كه در تفسير كبير مبيّن است . كذلك ملك تعالى با بندگان مؤمن با وجود تقصير ايشان اين چهار گونه لطف پيش آورد . اول - چنان كه ريّان يوسف را به خود خواند ، اللّه تعالى بندهء مؤمن را نيز به خود خواند و « وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ » . دويم - چنان كه ريّان يوسف را خاصّ خود خواند اللّه تعالى مؤمنان را خاصّ خود خواند « إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ » . سيّم - چنان كه ريّان به هفتاد زبان سخن گفت و او را بدين سخن گفتن درجهء بزرگى بود حقّ تعالى هشتاد و نه جاى در قرآن به بندگان خود خطاب فرمود « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » و به اين خطاب ايشان را مزيد درجهء حرمت حاصل آمد . چهارم - چنان كه ريّان مر يوسف را به مكنت بستود و فرمود « لَدَيْنا مَكِينٌ أَمِينٌ » و به امانت وصف كرد . حضرت جلال احديّت جلّ جلاله بندگان مؤمن را نيز به آن بستود كه « فَجَعَلْناهُ فِي قَرارٍ مَكِينٍ » و جاى ديگر فرمود « إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقامٍ أَمِينٍ » و چون تقدير ازل چنين رفته بود كه يوسف بر مسند سلطنت بنشيند ، از براى تشييد قواعد مملكت دارى او را به چند چيز از انواع محن و فتن ممتحن گردانيد . اول - كيد برادران را بر او گماشت تا احتمال پيش گيرد ، كه در سلطنتگذارى بردبارى ضرورى است ، بعد از آن در چاهش افكند تا زحمت آن بديد و مشقّت آن بكشيد ، تا از حبس بىگناهان در چاه احتراز نمايد ، و در بازار عرض