معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

24

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

غيرت صورت غيبى خود از آن افزونست * كه من او را به چنين يا به چنان بفريبم شمس تبريز كه بگزيده و محبوب ويست * مگر او را به همان قطب زمان بفريبم در خبر است كه فردا بندهء قران‌خوان را چون از در بهشت درآورند و در صحن بهشت نگرد ، انهار و اشجار ببيند ، چشم به بالا كند درجات بيشمار بيند گويد ، اين درجها چيست « 1 » خطاب آيد كه اين درجات تست « اقرأ و ارق « 2 » » يعنى مىخوان و بر « 3 » مىرو ، گويد به چند درجه روم گويد بهر سورهء ترا درجهء كرامت كردم ، بنده از غايت تعجب گويد بهر سوره درجهء ، خداوندا ، حق تعالى فرمايد كه بهر عشرى درجهء دهم ، بنده گويد بهر عشرى درجهء ، فرمايد بهر آيتى درجه عطا كنم ، بنده گويد بهر آيتى درجهء ، حق تعالى فرمايد بهر حرفى درجه بخشم ، اى بنده قرآن مىخوان و بالا مىرو فرشتگان از چپ و راست او در آمده بهر حرفى درجه از بهر وى برمىدارند « 4 » چون بنده به درجه آخرين رسد به مشهد شهود رسيده باشد ، بر آن مسند بقاى سرمدى تكيه زند گويد : ملكا قران خواندم و ختم كردم ، نداى حضرت ذو الجلال جل و علا دررسد كه اى بندهء بيچاره تو آن خود خواندى من شنيدم و در تو مىنگريستم ، نوبت تو گذشت اكنون نوبت من است اى بنده تو مىشنو تا من مىخوانم ، حضرت پادشاه عالم تعالى و تقدس خواندن « 5 » آغاز كند و سوره طه و يس برخواند ، بنده از لذت سماع آن بىهوش و واله « 6 » شود و عقل از وى رميده و قرار از وى بريده گردد « 7 » و گويد بار خدايا شنيدم لذت گفتار تو ، آيا چون بود لذت ديدار تو ، پادشاه عالم حجاب جلال « 8 » از پيش بردارد

--> ( 1 ) - ح : اين درجها از كيست . ( 2 ) - ح : اقرأ و ارفع . ( 3 ) - چ : بر بالا مىرو . ( 4 ) - چ : درجهء برمىدارند . ( 5 ) - ح : قرآن خواندن آغاز كند . ( 6 ) - چ : و مدهوش شود . ( 7 ) - د : و قرار از وى بريده گردد . ( 8 ) - ح : بدون جلال .