معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
522
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
سيّم - زندان گودال « 1 » است و آن فضاى اين جهانست . چهارم - زندان خاموشان است و آن لحد مردگان است . در هر حبسى او را دو مونس دادند يكى ظاهرى و ديگرى باطنى ، اما در رحم مادر ، مونس ظاهرى وى ، عرقيست كه ممرّ تربيت وى از خوردن و آشاميدن و نفس زدن در آن عرقست و مونس باطنى وى ، حسن صورت است « وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ » . و امّا در گهواره ، مونس ظاهرى وى پستان مادر است و باطنى حسن تربيت . « وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ » . و امّا در فضاى اين جهان مونس ظاهرى وى ، صحت و توانائى است كه ممدّ و معاون اوست در تحصيل امور معاش ، و مونس باطنى وى حسن محافظت او است از بليّات و آفات « قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ » . و امّا در لحد مونس ظاهرى وى فرشتگان كرامالكاتبيناند . در خبر است كه چون روح بنده از بدن وى مفارقت كند فرشتگان كرام الكاتبين خواهند كه به آسمان بازگردند . خطاب آيد كه اى فرشتگان آسمان من ، در قبر بندهء من رويد و مونس وى باشيد كه وى در قبر تنها است و بهر عمل پسنديده كه بندهء من قيام نموده به آن مبادرت نمائيد و ثواب آن را در نامهء اعمال بندهء من بنويسيد تا آن زمان كه اسرافيل صور دردمد و خلايق از قبور محشور گردند ، آن روز اين فرشتگان بازوى بنده گرفته به مقتضاى خطاب « ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ » بنده را به بهشت فرود آرند و بدرجات عاليه فايز گردانند و مونس باطنى وى در قبر لطف و عنايت حضرت جلال احديّت باشد . چنانچه در خبر آمده است كه چون بنده مؤمن را به خاك سپارند حقّ سبحانه و تعالى قبر وى را مشبّك گرداند تا بنده از درون خاك لحد ، دوستان و خويشان را
--> ( 1 ) - الف : كردانست ؟ - ح : و آن عبارت از قراى اين جهان است ؟ .