معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

511

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

روايت است كه هم ساقى و هم خوان‌سالار و اهل زندان همه مسلمان شدند و از دين بت‌پرستى برگشتند آنگاه ايشان ديگر نوبت در تعبير واقعهء خود مبالغه نمودند ، و در كيفيّت واقعهء ايشان علماء تفسير را سه قولست . بعضى گويند كه آن مرد شرابدار و خوان‌سالار ، آن وقعه‌ها ديده بودند و بيان واقع بود كه مىپرسيدند . و گروهى برآنند كه هيچ‌كدام آن خواب نديده بودند و از براى تجربهء علم او آن خوابها برساختند و بعرض همايون وى رسانيدند . و قولى ديگر آنكه خواب ساقى حقيقى بود و رؤياى خوان‌سالار تحالم ، و اللّه اعلم بذلك . بارى بهر تقدير چون عرض خواب كردند ، چون عرض خواب خوان‌سالار ناظر به « 1 » بليّه بود ، صديق نمىخواست كه اظهار آن كند در توقّف و تسويف مىانداخت تا مبالغه و الحاح از حدّ درگذشت ، لا جرم اظهار آن فرموده گفت : « يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُما فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْراً » اى ياران زندان ، اما يكى از شما مىدهد ملك خود را شراب يعنى ملك او را باز بسر عمل وى فرستد « وَ أَمَّا الْآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْ رَأْسِهِ » و اما آن ديگر را بردار كشند تا هر مرغ از سر وى ، بخورند « 2 » . تفصيل اين اجمال آنكه يوسف در تعبير خواب ساقى گفت : كه آن دانه انگور كه كشته بودى ، دانه عمل تست كه در زمين استطاعت نشاندهء ، و آن بوستان كه بديده آمده بود ، نمودار معيشت تست و آن سه خوشهء انگور دليل آنست كه سه روز در زندان مكث خواهى نمود و گرفتن ملك جام از دست تو نشان قبول ملك است كه به مرتبهء اولت رساند و بخوان سالار فرمود : كه آن سه خوان اشاره بدانست كه بعد از سه روز ديگر از اين منزلت بيرون برند و بر دار بياويزند و چندان بگذارند كه مرغان هوا مغز سر ترا بخورند . ايشان چون اين تعبير از يوسف استماع نمودند ،

--> ( 1 ) - ح : نازل . ( 2 ) - الف : خورد .