معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
504
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
متكاثر با وى ارسال نموده و نيز مقدارى زهر هلاهل ، مصحوب رسول گردانيده ، تا خواص ملك را بزر و اموال فريفته بتجرّع شربتى مسموم ، والى روحش را از توليت مصر بدن معزول گردانند ، و رسول پادشاه روم بعد از تأكيد قواعد صحبت و محبّت ، با خوان سالار و شرابدار ملك ، صورت واقعه را در ميان نهاد و شرابدار از اين عذر استعفا « 1 » ، نمود و خوانسالار را كثرت زر و جواهر از راه صواب منحرف گردانيده ، اين امر خطير را قبول كرد ، و اين خبر بسمع ملك رسيد كه يكى از اين دو نسبت به او قصدى در ضمير دارند و چون هيچيك ازين دو شخص معلوم راى شهريارى نشده بود كه مرتكب اين امر خطير گشته ، فرمان داد كه هر دو را به زندان برند ، تا طالح از صالح و خبيث از طيّب ممتاز گردد . و بعضى ديگر از مورّخان برآنند كه بهواسطه وفور ظلم و سوء خلق پادشاه ، اين تدبير را اركان مملكت و اعيان انگيخته بودند . و خوانسالار و شرابدار هر دو اين خدمت را بنا بر طمع زهرآب « 2 » دنيا قبول كرده ، و اين دو عزيز با يكديگر در مقام كينه و عداوت بودند هر يك با خود مخمّر كردند كه وقت انتقام آمد و فرصت تسلّط ميسّر گشت پس با هم خلوت كرده مشورت نمودند كه آن زهر را چگونه و در چه وقت به كار برند ، بعد از قرار رأى و صحت عزيمت ، چون روز ديگر شد و مجلس سلطانى منعقد گشت ، ساقى كه مرد دوربين و خوردهدان « 3 » بود به ممارست و تجربه شرائط حزم را كار فرموده ، چون در آن محفل « 4 » در طرب گردان شد ، پياله را از آلايش زهر محافظت نموده ، شرابى صافى بسان آب زندگانى در جام عيش پيمود و ملك چون خواست كه كاسه از دست ساقى بستاند خوانسالار فرياد برآورد كه ايّها الملك زنهار تا اين كأس از دست اين
--> ( 1 ) - الف : استبعاد . ( 2 ) - الف : زهرت - ح : بدون زهراب دنيا . ( 3 ) - ح : خردهدان برد . ( 4 ) - ح : در محل دور طرب گردان شد .