معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
502
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
كه عاقبت چه باشد « إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ » به درستى كه ما ترا از نيكوكاران مىبينيم « قالَ لا يَأْتِيكُما طَعامٌ تُرْزَقانِهِ » يوسف فرمود : نيارند « 1 » شما را طعامى كه شما را روزى « 2 » دهند بوى « إِلَّا نَبَّأْتُكُما بِتَأْوِيلِهِ » مگر كه خبر كنم شما را به عاقبت وى « قَبْلَ أَنْ يَأْتِيَكُما » پيش از آنكه بشما آرند آن طعام را « ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي » اينكه شما را مىگويم از آنست كه مرا بياموزانيد ، پروردگار من جلّ و علا « إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ » به درستى و راستى كه من دست بداشتهام از كيش گروهى « لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ » كه نمىگروند به خداى عزّ و جلّ « وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ » و ايشان بآخرة كافرانند « وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ » و پيروى كردهام كيش پدران خويش ابراهيم و اسحاق و يعقوب را « ما كانَ لَنا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَيْءٍ » سزاوار نيست ما را كه انباز گيريم به خداى تعالى هيچ چيز را « ذلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنا وَ عَلَى النَّاسِ » اين از فضل خداوند است بر ما كه ما را معصوم داشت و بر مردمان كه ما را پيش رو و داعى ايشان گردانيد « وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ » و ليكن بيشتر مردمان اين شكر نگويند « يا صاحِبَيِ السِّجْنِ » اى دو يار زندان « أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ » آيا بتان پراكندهء پراكندهء رأى عاجز بهتر است يا يك خداى فروشكنندهء قهركننده « ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ » نمىپرستيد شما بدون خداى تعالى مگر بتان كه خود نام نهادهايد آنها را شما و پدران شما « 3 » « ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ » فرونفرستاده است خداى تعالى آنها را هيچ حجّتى و برهانى « إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ »
--> ( 1 ) - الف : نيايد . ( 2 ) - ح : از وى دهند . ( 3 ) - الف : فرونفرستاده است خداى تعالى به عبادت انها هيچ حجتى و برهانى نيست فرمان راندن و حكم گزاردن مگر اللّه تعالى فرموده است .