معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

479

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

را تأديب نموده از آن زراعت بيرون كنند ، ساربان را ديدند كه وى نيز بطلب اين شتر مىآمد ، از وى پرسيدند كه اين چه حالت است كه ، هر چه طبل مىكوبيم ، اين شتر اصلا ملتفت آن نمىشود . ساربان گفت : اى بيچاره اين شتر بيست سال است كه كوس سلطنت محمود غازى مىكشد و آن كوس بر پشت وى مىزنند ، به چوبكى كه بر طبلكى زنند متأثر نخواهد شد . مقصود از ايراد اين حكايت نه همين تحقيق قصّهء زليخا است بلكه بيان احوال تست كه دنيا كشتزار آخرتست كه « الدّنيا مزرعة الآخرة » و طبل رحيل را بر دست عزرائيل داده و اين طبل رحيل را فروكوبد تا ايشان از اين كشتزار رميده ترسان ترسان بگريزند ، و بمقام اصلى خود كه « مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى » اشارت به آنست ، معاودت نمايند ، مدّتى عزرائيل اين طبل رحيل فروكوبد ، تا ناگاه شترى از قطار محبّان كه كوس محبّت محبوب ازلى جلّ و علا بنام وى زده‌اند و بار امانت محبوب لم‌يزلى سبحانه و تعالى بر پشت معاملهء وى نهاده‌اند ، در كشتزار « وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ » درآمده در مرغزار طاعت و عبادت به مقتضاى « ارتعوا فى رياض الجنّة » به چرا مشغول شد عزرائيل بر طريق و قاعدهء مأمور طبل رحيل فروكوفت اين شتر سرمست الهى جلّ جلاله از آن طبل رحيل وى به هيچ‌گونه متأثر نگشت تا ناگاه ساربان « قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ » در طلب اين شتر نداى صداى « يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ » در داد حرّاث حراس ملايك از وى مىپرسند كه اين چه حالتست كه ما هر چند طبل رحيل مىكوبيم آن شتر از آواز طبل نمىرمد ، وى در جواب مىگويد : كه اين شتر مدّتيست كه طبل محبّت « هو اللّه المحمود لكلّ فعاله » « 1 » كوفته و بصداى نداى عشق و محبّت الهى جلّ و علا خوى كرده و به مقتضاى « موتوا قبل ان تموتوا » دست از اين حيات فانى شسته و از فوت « 2 » سليقى و

--> ( 1 ) - ح : فى كل فعاله . ( 2 ) - الف - د : فوت سليقى .