معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
460
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
شيخ حسين منصور حلّاج قدّس اللّه تعالى روحه فرمود : كه حقيقت محبّت آنست كه تمامى از صفات فانى شوى و متّصف باوصاف محبوب خود باشى . شيخ سرى سقطى قدّس سرّه گفت « لا تصلح المحبّة بين اثنين حتّى يقول الواحد للآخر يا انا « 1 » » يعنى در محبت اثنينيّت نمىگنجد ، و در ميزان عشق منى و توئى نمىگنجد . * * * اندر عجبم تا تو توئى يا تو منى * هم من توام و هم منم و هم تو منى من با تو چنانم اى دل و جان ز وفا * كاندر غلطم كه من توام يا تو منى عارفى گفت : حقيقت محبّت وقتى دست دهد كه دل از جميع كدورات نفسانى پاك گردد و چون سلطان محبّت الهى در دل بندهء نزول فرمايد ، محبّت غير را در - آن دل جا نماند زيرا كه محبّت آتشى است سوزنده ، در صميم دل بنده فروزنده ، چون شعلات غيرت برافروزد ، هر چه جز دوست باشد همه بسوزد . * * * عشق تو چو آتش است و جان مىسوزد * و ز جان چو به پرداخت جهان مىسوزد اين طرفه نگر كه چون بگويم نامت * از هيبت آن كام و زبان « 2 » مىسوزد نقلست : كه موسى بمناجات مىرفت ، مردى را ديد بر سر راه نشسته چون موسى را بديد تحيّت بجا آورده گفت : مىدانم كه بمناجات مىروى حاجتى دارم ، از ملك تعالى درخواست نماى .
--> ( 1 ) - حتى يقولوا احد للآخر انا و لك . ( 2 ) - ح : كام دهان مىسوزد .