معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
451
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
وجه دويّم آنست كه چون ملائكه مطهّرند از بواعث شهوت و جواذب غضب و نوازع وهم و خيال ، چنان كه طعام ايشان تسبيح است و شراب ايشان تقديس ، بعد از آنكه خاتونان مصر را نظر بر يوسف افتاد و هيبت نبوّت و سيماى رسالت در جبين آن حضرت مبيّن ديدند و بههيچوجه او را ملتفت احوال و ناظر حسن و جمال خود نديدند او را به تمام از صفات شهوانيّه ، از لوازم آب و خاك انسانيّه ، منزّه و مبرّا يافتند ، گفتند كه وى از حدّ انسانيّت ترقى نموده و بمراتب ملكيّت متصاعد گشته ، و با وجود ملكيّت به صفت كرم نيز موصوف گشته . چون زليخا از خاتونان اين واقعات غريبه مشاهده كرد ، تمهيد مقدّمات عذر نموده گفت « قالَتْ فَذلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ » يعنى اين بندهء كنعانيست كه مرا در محبّت وى ملامت مىكرديد و هنوز كما ينبغى بر اسرار جمال و دقايق حسن و كمال وى اطلاع نيافتهايد ، و الّا از اين نيز زياده مرا معذور داريد . * * * اى پند گوى من رخ او را نديدهء * بگريز و جان ببر تو كه من مبتلا شدم گويند هر چند زليخا اين نوع سخنان با ايشان مىگفت ، ايشان چنان مستغرق جمال يوسف بودند كه مجال جواب گفتن نداشتند ، آنگاه ايشان را فرمود : كه اى متحيّران جمال ، در احوال خود نظر كنيد و ساعتى به هوش خود بازآئيد . چون خاتونان ملامتكننده متنبّه گشتند در خود نگريستند همه جامهاى خود غرق خون ديدند و از آن حال بهغايت خجل گشتند . قتاده رحمه اللّه مىگويد : كه چون از عالم بيهوشى بكوى افاقت شتافته دستهاى خود بر زمين افتاده ديدند « 1 » ( و قول صحيح آنكه دستهاى ايشان بجراحات مولم مجروح گشته بود ) روى بديشان آورده گفت كه شما به يك نظر همچنين گشتيد ، قياس
--> ( 1 ) - ح : يافتند .