معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
380
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
نيل رسيدند ، آنجا نيز ابليس اظهار فرح و سرور نمود . از وى سؤال كردند كه اين چه شاديست . گفت : چگونه شاد نباشم كه در پيش دريا مىبايد هست ، و اگر دشمن در عقب مىبايد هست ، و اگر ضعف و ناتوانى بنى اسرائيليان مىبايد هست ، كشته شدن موسى و تلف شدن بنى اسرائيليان را ديگر چه مىبايد ، فرمان رسيد كه اى ملعون ، اگر اينها همه هست و ليكن اگر قدرت مىبايد هست ، و اگر عصمت ما مىبايد هست ، و اگر صلابت موسى مىبايد هست . اى موسى عصا بر دريا زن « فَأَنْجَيْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ » « 1 » . كذلك در آن وقت كه بنده را عمر به آخر رسد ابليس ملعون تردّد « 2 » آغاز كند فرمان آيد كه اى ملعون اين چه شاديست ، گويد : پس شادى از براى كدام روز است اگر بنده گنهكار مىبايد هست ، اگر مقصّر در طاعت و عبادت مىبايد هست ، كوههاى گناه از صغار و كبار هست ، تلاطم امواج محن و فتن و تراكم ظلمات و ظلم و معاصى متعاقب و متوالى هست ، اكنون كافر مردن بنده را چه مىبايد . فرمان دررسد كه اى ملعون اين همه هست ، و ليكن اگر رحمت مىبايد هست ، و اگر مغفرت مىبايد هست ، و اگر بندهنوازى مىبايد هست ، و اگر كارسازى مىبايد هست ، اى عزرائيل جان بندهء مرا بنور ايمان بردار « يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ » . در آن ساعت كه عاصيان را به كنار دوزخ آرند ، ابليس نيز آنجا آواز بردارد و شادى آغاز كند ، فرمان آيد كه اى لعين اينجا شادى ترا سبب چيست ؟ گويد چرا شادى نكنم كه گنهكاران را با هزاران هزار معصيت به كنار دوزخ مىبينم بارهاى مظالم بر پشت و نامههاى سياه در مشت از فسق و فساد ايشان و از ظلم و عناد و هر چه نام برند همه هست ، به دوزخ افتادن و از بهشت محروم ماندن چه كار است ، فرمان خداوندى جلّ و علا دررسد كه اى لعين همهء اينها هست ، و ليكن اگر فضل و عنايت
--> ( 1 ) - الف : اجمعين . ( 2 ) - الف : سرود .