معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
381
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
من مىبايد هم هست ، و اگر دست گيرى و دردپذيرى و حفظ و حمايت من مىبايد هم هست ، اى صراط بر عاصيان گشاده شو و اى بنده به سلامت ازين ورطهء با غرامت بگذر كه « ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا » . * * * بر ما رقم خطاپرستى همه هست * بدنامى و عشق و تنگدستى همه هست ليكن چو از اين ميانه مقصود توئى * جاى گله نيست چون تو هستى همه هست اشارهء ديگر : قوله تعالى « مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي » چون يوسف درماند خداوند تعالى به فريادش رسيده و از آن غرامتش به سلامت بيرون آورد . دليلست كه هر كه ببلائى درماند بايد كه پناه به حضرت اللّه تعالى برد تا به فرياد وى رسد و او را از آن بلا رهانيده به عطاهاى خود مشرّف گرداند . مثلا نوح پناه به حضرت خداوندى جلّ و علا برد « رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ » حق تعالى او را پناه داد و خلعت سلامت و بركاتش كرامت فرمود « يا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَكاتٍ » . ابراهيم پناه به حضرتش برده و گفت : « اعوذ بالّذى خلقنى فهداني من شرّ من عصاه فاذانى » حق تعالى او را نيز دو خلعت ارزانى داشت خلعت خلّت « وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا » و خلعت سلامت « يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ » يوسف عليه السلام پناه به خدا برد « مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي » حقّ تعالى پناهش داد و دو خلعت كرامت فرمود ، يكى خلعت عصمت « كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ » و ديگر خلعت مملكت و مكنت « وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ » . موسى گفت : « إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ » حقّ تعالى دو خلعتش داد خلعت مكالمه « وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً » و خلعت