معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
374
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
اما لطائف و اشارات و نكات مستفاد از اين آيهء جليلة اشارهء اولى قوله سبحانه « وَ راوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها » يعنى آن زن يوسف را به خود خواند و اين دليل است كه ابتداكننده در اين امر شنيع زناناند ، از اينجا است كه حقّ تعالى در آن آيه ديگر تقديم زانيه بر زانى فرمود كه « الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ » . اول ذكر زانيه فرمود زيرا كه تا زن محاسن خود مكشوف نگرداند نظر مرد بر وى نيفتد چشم نهبيند و دل ميل نكند ، و تا دل ميل نكند تن به گناه در نيفتد . و حكمت در انحصار صد تازيانه آن گفتهاند و اللّه تعالى اعلم كه هر سال چهار فصل است ، و دوازده ماه ، هر ماهى سى شب و سى روز ، هر شبانه روزى بيست و چهار ساعت ، شمارهء اين مجموع صد باشد يعنى كسى كه ساعتى بر اين امر ناپسنديده كه افحش فواحش است اشتغال نمايد ، چنان است كه تمام سال را بعصيان گذرانيده ، پس صد تازيانه بر وى زنند ، تا مجموع فصول و شهور و ايام و ليالى و ساعات آن پاك گردد . اشارهء ديگر - نام زليخا بصريح تعيين نفرمود ، به كنايه مبيّن ساخت زيرا كه در قرآن ذكر زنان كه در حبالهء شوهر باشند بصريح مذكور نيست ، چنانچه شمهء از اين معنى گذشت ، و يا سنت الهى جلّ و علا چنان نافذ گشته كه نام گناهكاران را بصريح ظاهر نمىكند ، و صفت ستارى را مناسب نيست ، و زليخا اگر چه كافره بود اما در علم الهى جلّ و علا از جمله مؤمنان بود لاجرم نام او را از ذكر گناه مستور داشت .