معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
375
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
نكته - اى درويش كافرهء كه از وى بوى ايمان مىآيد حقّ تعالى به گناه كارى نام وى نمىبرد مؤمنى كه از مهد تا به لحد مشرّف به تشريف ايمان بوده است اگر گناهان وى بپوشد و نام گناه وى نبرد از كرم الهى جلّ و علا دور نباشد . اشارهء ديگر - قوله تعالى « وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوابَ » گويند زليخا هفت خانه ساخته بود و بزينتها و تكلّفات بسيار آراسته همه در ، در يكديگر چنانچه هفت در باشد يوسف را به بهانههاى متنوع از آن درها درمىآورد ، و كنيزكى تعيين كرده بود تا درها را درمىبست ، و قفلهاى آهنين استوار مىگردانيد ، چون يوسف ديد كه از هر در كه مىآيد آن كنيزك در را استوار مىسازد او نيز بهر قفلى كه كنيزك بر در مىزد گرهى بر بند ازار خود استوار مىفرمود . آرى هر كه در شهوتى بر وى خود دربندد حق تعالى در عصمتى به روى وى بگشايد . ارباب اشارة چنين گفتهاند كه زليخا هفت در را به بست ، تا خلوتش با يوسف درست آمد ، ترا نيز هفت اندام قايممقام هفت خانهء زليخا است ، و بر وى هفت در مرتب و مهيّا است . چشمست كه ممرّ آمد و شد بينائيست . و گوش كه محل آمد و رفت شنوائيست . و زبان كه محل گويائيست . و حلق كه مورد قوافل غذائى . و دست كه آلت گيرائى . و پا كه مركب سوارى . و فرج كه موضع شهوتفزائى . تا اين هر هفت در ، بر روى خود در نهبندد ، خلوت با حق تعالى درست نشود . تحقيق لطيف درين باب به زبان ارباب باطن بشنو :