معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
365
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
مرتب هر يك از لون دگر سنگ * صقالت ديده و صافى و خوشرنگ مرصّع چلستون از زر برافراخت * ز وحش و طير زيبا شكلها ساخت بهپاى هر ستونى ساخت از زر * غزالى ناف او پرمشك از فر ز طاووسان زرين صحن او پر * بدمهاى مرصّع در تبختر « 1 » ميان آن درختى سر كشيده * كه مثلش چشم نادر بين نديده ز سيم خام بودش نازنين ساق * ز زر اعضاش از فيروزه اوراق بهر شاخش ز صنعت بود طيّار * زمرد بال مرغ لعل منقار در آن خانه مصور ساخت هرجا * مثال يوسف و نقش زليخا بهم بنشسته چون معشوق عاشق * ز مهر جان و دل با هم موافق به يك جا اين لب او بوسه داده * به يك جا آن ميان اين گشاده اگر نظارگى آنجا گذشتى * ز حسرت در دهانش آب گشتى
--> ( 1 ) - ح - د : تحير .