معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
357
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
رفع ملامت شد ، و علم حضرت رسالت سبب شفاعت امّت و خلاص ايشان از عذاب و عقوبت و وصول بدرجات جنّت شد ، كما قال اللّه تعالى « وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى » قال اللّه سبحانه و تعالى « وَ راوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها » آمد و شد كرد و طلب نمود آن زن كه يوسف در خانهء وى بود « عَنْ نَفْسِهِ » از جهت يوسف « وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوابَ » و درها را به بست « وَ قالَتْ هَيْتَ لَكَ » و گفت بشتاب بهآنچه به ساخته و مهيّاست از براى تو . « قالَ مَعاذَ اللَّهِ » يوسف گفت پناه مىبرم من به خداى تعالى پناه بردنى « إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ » به درستى و راستى كه سيد من يعنى عزيز نيكو كرده است منزل و مأواى و تعهّد امور مرا « إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ » به درستى و راستى كه فيروزى نيابند ستمكاران و ناسزاجويان . قوله تعالى « وَ راوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها » بدانكه مراوده ، مفاعله است « راود يراود ، اذا جاء و ذهب » و معنى آن آنست كه چون از دو كس يكى طلب فعلى كند و ديگرى امتناع نمايد از آن فعل ، گويند با يكديگر مراوده نمودهاند و ابتداى اين مراوده در تفسير كشف الاسرار مىگويد : آن بود كه يوسف در خانهء زليخا پيوسته به عبادت و تنسّك مشغول بود ، و صحف ابراهيم به آواز خوش و نغمات دلكش مىخواند و هيچكس استماع آن صوت رخيم ننمود مگر آنكه بر آن مفتون گشتى چون زليخا استماع آواز دلنواز آن حضرت نمود بهغايت شيفته و فريفتهء او گشت . * * * جمال دلبر ما صد هزار دل مىبرد * على الخصوص كه پيرايهء بر آن بستند پس زليخا بفرمود تا كرسيى بتكلّف تمام آراسته بنهادند و يوسف را بخواند ، و بر آن كرسى نشاند تا يوسف صحف مىخواند و زليخا بر جمال وى نظاره مىكرد و در مشاهدهء آن حسن و جمال جان مىپرورد ، و با يوسف مىگفت : اى يوسف بهغايت