معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

347

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

* * * هان تا نشمارى تو به اندك دل ما * تا ظن نبرى كه هست كوچك دل ما گنجى كه مقرّبان از آن محرومند * گر هيچ نشانش جوئى اينك دل ما اشاره - در مؤمن هيچ چيز خسيس‌تر از نفس نيست ، زيرا كه نفس دشمن حق تعالى است هر كه فرمانبردارى نفس كند ، مرجع و ماواى وى دوزخ است « فَأَمَّا مَنْ طَغى وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى » و هر كه از فرمانبردارى وى احتراز نمايد ، بنعيم جنت فايز آيد . « « 1 » وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى » و مال به تمام فتنه است : « أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ » . و هيچ چيز از مخلوقات عزيزتر از بهشت نيست ، حق تعالى خسيس‌ترين اشياء را به عزيزترين چيزها بخريد ، تا دانى كه مقصود ازين معامله نه آنست كه از تو سود كنم بلكه تو از من سود كنى « خلقكم لتربحوا عنّى لا لاربح عنكم » « 2 » بندگان خواهند كه از تو خوب بستانند و ردّى به تو دهند ، من از تو ردّى بستانم و جيّد به تو دهم « فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بايَعْتُمْ بِهِ » وقتى كه نفس خسيس‌ترين اشيا است بهشت عنبر سرشتش بها است و دل كه عزيزترين اشياء است موعد رضا و لقا است . نظم اى كه دلم به برده‌اى قيمت دل چه مىدهى * گر ندهى مراد جان زحمت دل چه مىدهى

--> ( 1 ) - الف : و اما من خاف مقام ربه . ( 2 ) - الف : فرد : من نكردم خلق تا سودى كنم * بلكه تا بر بندگان جودى كنم