معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

348

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

از سر خوان آب و نان ، دست طمع بشست دل * تا ز موائد كرم ، دعوت دل چه مىدهى قرعهء قسمت از ازل ، رفته بنام هر كسى * قسمت تن فراق شد ، قسمت دل چه مىدهى چون تن و مال بنده را ، جنت عدن شد بها * غير جمال خود ديگر ، قيمت دل چه مىدهى دل كه ز حسرت لبت ، بر سر وادى طلب * تشنه فتاده جان بلب ، شربت دل چه مىدهى كانّه سبحانه و تعالى يقول : اى بنده اگر به حضرت من آئى « 1 » و نماز آرى قربت به تو كرم نمايم و اگر زكات آرى در ظل ظليل عرشت جاى دهم ، و اگر شكر آرى نعمت دربارهء تو مزيد گردانم ، و اگر توكّل آرى كفايت مهمّات تو نمايم ، و اگر احسان آرى به رحمتت « 2 » گردانم ، اگر شوق آرى تو را بمقام انس برسانم ، اگر توحيد آرى بدرجات جنّت برسانم ، اگر محبّت آرى ذات و صفات خود بر تو جلوه دهم ، اگر دل آرى به رؤيت و مشاهده‌ات بنوازم . * * * اى دل قدمى بكوى او رو * چون آب روان بسوى او رو بوئى ز وصال او شنيدى * اندر پى آن ببوى او رو چون يافتهء از او نشانى * برخيز و به جستجوى او رو در بام « 3 » بهشت اگر برندت * از بهر نظر به روى او رو يا خود چنين گويم : كه دل را نخريد زيرا كه چيزى را خرند كه متصرفش نباشند و او را خواهند كه در تحت تصرف درآيند ، و چون دل يك لحظه از حضرت او جدا نيست و از تصرّف او بيرون نى چه حاجت به خريدن .

--> ( 1 ) - الف : آيتى . ( 2 ) - الف : مشرف . ( 3 ) - الف : در باغ .