معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
346
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
[ بيان صفات و ملكات فاضله و رذائل اخلاقى انسانى ] و يا چنان گوئيم كه تن را خريد زيرا كه دانست كه شيطان را در وى تصرّف است ، و دل را نخريد از آنكه دانست « 1 » كه شيطان را در او تسلط نيست ، و امروز بنده نفس را ، در بازار حرص دنيا در گرو شيطان مىكند ، در عرصات قيامت دامن بنده بگيرد كه اين تن در گرو من بوده است ، بايد كه در دوزخ قرين من باشد « 2 » حق تعالى فرمايد : اى لعين پيش از آنكه بندهء نفس خود را در گرو تو درآورد ، من از وى خريده بودم و بعد از آنكه در بيع من بوده باشد دامن ترا اعتبارى نيست بنده را به بهشت بريد تا ثمن خود را در برابر مثمن تصرّف نمايد كه « إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ » . و يا چنين گوئيم كه نفس را خريد نه دل را ، زيرا كه در مبيع قدرت بر تسليم شرط صحّت بيع است ، از اينجا است كه بيع مرغ در هوا و ماهى در آب و صيد در صحرا درست نيست ، زيرا كه بايع بر تسليم مبيع قادر نيست ، دل نيز از تحت تصرّف بنده بيرونست ، گاهى مرغوار در هواى فضاى هويّت در طيرانست ، و گاهى ماهىوار « 3 » در درياى ناپيداى احديّت در جولان و گاهى چون صيد وحشى در صحراى حيرت سرگردان . اى درويش خلوتنشينى كه همهء عالم در گفتگوى او باشند اما كسى او را نهبيند ، دلست . گلستانى كه طيب نفحات اورادش عالم ملك و ملكوت را معطّر گرداند و ليكن هيچكس گلى از وى نچيند هم دلست . آنچه در سطر وحدت در لوح محفوط نشان ندارد حال دلست . آنچه كروبيان ملكوت و ملازمان خطاير جبروت جويان و مشتاق وىاند جمال پركمال « 4 » دلست .
--> ( 1 ) - الف - ح : از تصرف شيطان محفوظ و از تسلط بدان گمان مصون و محروس است و امروز . ( 2 ) - د - الف : چنان كه در دنيا رهين من بوده . ( 3 ) - الف : ماهىآسا . ( 4 ) - الف : جمال بر .