معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

205

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

پنجم - نور حيات حقيقى « أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ » . ششم - نور الفت « وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ » . هفتم - نور شفا « وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ » « 1 » . هشتم - نور سكينت « هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ » . نهم - نور ذكر اللّه « أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » « 2 » . دهم - نور اسلام « أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ » ، دزد شيطان از ميان اين‌همه انوار ، نور ايمان را چگونه تواند تعرّض رسانيد . [ بيان آنكه محبت حقيقى محبوب حقيقى را كه خداوند است شايد و وقايعى در اين مورد از بزرگان و مشايخ عالم عرفان ] اشارت شريفه « 3 » - اى درويش بدانكه هر چه غير حضرت او است سبحانه و تعالى به نظر محبّت در وى ديدن ، و مهر وى ورزيدن ، خطاست ، از اينجاست كه هر كه با غير حق تعالى مواصلت سازد ، غيرت محبّت ميان او و محبوب مجازى او مفارقت اندازد ، و نه بينى كه هر كه در اين عالم دلش به چيزى بسته است ، عاقبت‌الامر دلش به تيغ هجران خسته است . آدم دل در فرزند بست ، بدست قابيل كشته شد « فَقَتَلَهُ . . . فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ » خليل دل در اسماعيل بست بقربان او فرمان آمد . « إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ » عيسى دل در مادر بست مادر را از پيش وى برداشت ، سيّد عالم دل در مكه بست جور و جفاى بيگانگان بر وى گماشت تا مكه را با خان‌ومان خود بازگذاشت ، يعقوب نيز دل بر يوسف بست ، برادران را بر آن داشت تا از پيش وى برداشتند ابن يامين را خلف روزگار او ساخت او را نيز پيش او نگذاشت ، آرى حق تعالى در حق بيگانگان صبور است و ليكن در حق دوستان غيور . در رساله قشيريه مىگويد كه : « انّ من غيرة اللّه تعالى مع اولياءه انّهم اذا ساكنوا غيره ا و لاحظوا سواه يشوّش عليهم ذلك » .

--> ( 1 ) - د : قوم مؤمنين . ( 2 ) - د - ح : بدون مؤمنين . ( 3 ) - د - ح : اشارهء لطيفه .