معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
فهرست و شرح حال مؤلف 14
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
نمىدهد مضافا بر آنكه نگارندهء اين سطور بسيارى از كتب مربوطه را مطالعه و كتاب عهد عتيق را نيز بارها بررسى كردم و به كتب تاريخى يهود نيز مراجعه كردم و ريشهء بسيارى از نامها را نتوانستم بدست آورم از جمله كلماتى كه ريشهء آن نامعلوم است كلمهء زليخا زن عزيز مصر است كه بجز در داستان و قصّههاى اسلامى و داستانهاى منظوم يوسف و زليخا جاى ديگرى ديده نشده است و در قرآن هم بنام « امرأة عزيز » آمده است . عهد عتيق و قصهء حضرت يوسف چنان كه از عهد عتيق تنها منبع صحيح اسرائيليات بر مىآيد حضرت ابراهيم خليل از زوجهء خود سارا يا ساره پسرى پيدا كرد بنام اسحاق ( سفر پيدايش باب بيست و يكم ) . حضرت اسحاق در سن چهل سالگى رفقة دختر بنوئيل آرامى و خواهر لابان را از فدّان آرامى بزنى گرفت . از وى دو پسر بشد كه دوقلو بودند يكى را عيسو نام نهاد و ديگرى را يعقوب ( سفر پيدايش باب بيست و پنجم ) . حضرت اسحاق يعقوب را بخواند و او را بركت داد و امر فرمود كه زن از دختران كنعان نگيرد و بلكه زنى از دختران لابان برادر مادرش بگيرد . پس يعقوب در اثر قحطى به حران ( در نسخهء ديگر به سرزمين جرار ) برفت نزد « ابى ملك » پادشاه فلسطينيان و در آن مكان اقامت گزيد و سپس به زمين بين المشرق برفت و آنجا با راحيل دختر لابان آشنا شد ( سفر پيدايش باب بيست و نهم ) و در آنجا با راحيل ازدواج كرد وى زنان ديگر نيز داشت يكى از آن زنان ليّه بود كه در تفسير حاضر ليّا آمده است و ديگرى بنام « بلهة » كه كنيز راحيل بود و و ديگرى زلفة كه در تفسير حاضر « زلقا » خوانده شده است . از ليّة شش پسر و يك دختر آورد از زنان ديگر نيز اولادهائى پيدا كرد