معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
174
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
فرود آيد و دفع آن گرگان كند نتوانست و راه فرود آمدن بر وى مسدود گشت « 1 » ، بعد از آنكه از رهانيدن يوسف از آن گرگان نوميد شد ديد كه آن گرگ بزرگتر مر يوسف را در حمايت خويش گرفت « 2 » ، و از آن گرگان ديگر او را بازستاند ، ناگاه زمين منشق گشت و يوسف بدان شكاف فرورفت و بعد از سه روز از آنجا بيرون آمد . يعقوب بهول تمام چون از خواب درآمد ، يوسف را در كنار خود ديد از كمال ابتهاج گفت الحمد للّه كه اين واقعه در خواب روى نمود نه در بيدارى ، اميد واثق كه عاقبت اين رؤيا بخير انجامد و ليكن در تعبير اين واقعه بهغايت محزون و مجروح بود . اما ابن عباس تعبير چنين فرمود كه آن كوه بلند حال يعقوب بود و آن ده گرگ اشاره به برادران بود كه قصد يوسف كرده بودند ، و آن گرگ مهين اشاره به يهودا بود ، كه يوسف را از دست ديگر برادران ستانيده از قتل برهانيد « 3 » و آن زمين شكافته چاهى بود كه يوسف را در درون خويش جا داد . و از ابن عباس پرسيدند كه تأويل اين خواب يعقوب را معلوم بود يا نى « 4 » ؟ فرمود : معلوم بود . گفتند پس چرا يوسف را به ايشان مىسپرد ؟ ابن عباس گفت : « اما سمعتم اذا جاء القضا عمى البصر » . سؤال - يوسف برادران را در واقعه به صورت « 5 » كواكب ديد كه « إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً » و حضرت يعقوب به صورت گرگان ديد حكمت درين چه بود ؟ . جواب - آنست كه يعقوب ايشان را بخواب در صفت اضمار معصيت ديد لا جرم به صورت گرگ درنده بوى نمودند ، و يوسف ايشان را بخواب در صفت استغفار و
--> ( 1 ) - د - ح : بدون دفع آن گرگان كند . ( 2 ) - د - الف : ديد كه يك گرگ يوسف را در كنف حمايت خويش گرفت . ( 3 ) - د : برهاند . ( 4 ) - د : يا نه . ( 5 ) - د - الف : بدون به صورت .