معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
171
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
فصل اما اللطائف و الاشارات فى هذه الآية قوله تعالى « قالُوا يا أَبانا ما لَكَ لا تَأْمَنَّا عَلى يُوسُفَ » . مفسران مىگويند كه اين كلمه بر سبيل عتاب از ايشان به نسبت با پدر ورود يافته . و مقاتل مفسر مىگويد : كه در اين آيه تقديم و تأخيريست ، تقدير چنين مىشود كه ايشان گفتند : « يا أَبانا ما لَكَ لا تَأْمَنَّا » و به بعضى روايات آنكه چند نوبت از پدر ، استدعاى اين امر نموده بودند و مقرون به اجابت نگشته بود ، اين نوبت بر سبيل عتاب به اين خطاب تكلّم نمودند . قوله تعالى « أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً يَرْتَعْ وَ يَلْعَبْ » اينجا پنج قرائتست . ابن كثير نرتع بنون و كسر عين خوانده از « ارتعا » بمعنى محافظت « اى نتحارس و نحفظ بعضنا بعضا » و « يَلْعَبْ » به « يا » نيز مىخواند ، اسناد به يوسف ، يعنى محافظت اموال و حراست يكديگر مىكنيم و يوسف بنشاط و لعب مشغول باشد كه او خورد سال و در طلب ابتهاج احوالست . نافع هر دو را بيا مىخواند بكسر عين تا هم ارتعا و هم لعب مستند بيوسف باشد ، يعنى گاهى بما موافقت نموده برعى مواشى و محافظت آن اشتغال نمايد ، و گاهى كه از آن خاطرش را ملال گيرد بلعب و نشاط ، رفع ملال خود نمايد . ابو عمرو ابن عامر هر دو را بنون خواندهاند بجزم عين « نرتع » و اسناد هر دو بجمع كردهاند . و از ابن اعرابى منقولست كه گفت : مراد از « رتع » اينجا اكل است يعنى با يكديگر طعام به گشايش و توسعه بخوريم و « يَلْعَبْ » و نشاط خاطر او را خوش داريم . از ابى عمر و قارى سؤال كردند كه لهو و لعب مناسب مرتبهء نبوّت نيست بچه معنى اسناد آن تجويز نمودهاند .