معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

172

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

جواب گفت ايشان هنوز در سلك انبيا منخرط نبودند و اين نوع معاملات سابقا ، در نبوّت لا حقا ، قادح نيست . و بعضى ديگر گويند كه آن لعب ايشان از جمله مباحات « 1 » بوده است ، و يا بعضى تخصيص باستباق نموده‌اند و دليل آنكه نزد پدر چنين عذر گفته‌اند كه : « إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ وَ تَرَكْنا يُوسُفَ عِنْدَ مَتاعِنا » و استباق از براى ممارست در مقاتله و محاربهء با كفار از جمله طاعاتست ، و ليكن ايشان تعبير به لعب از براى آن كردند كه صورت آن بلعب مشابهتى دارد . « و قال النبىّ ليس من اللّهو ثلاثة ملاعبة الرّجل بامرأته و رمية السهم عن القوس « 2 » و تاديب فرسه و كان رسول اللّه يسابق عائشة بالاقدام » كذا فى التيسير . قراءة چهارم « 3 » اهل كوفه هر دو را بيا خوانده‌اند بجزم عين يرتع منسوب به يوسف . قراءة پنجم « يرتع » بيا و « نلعب » بنون ، يعنى كه يوسف برعى مواشى اقدام نمايد و ايشان بلعب پردازند و اين قراءة به‌غايت بعيد است « كذا فى المفاتيح » . و در بعضى از تفاسير آورده‌اند كه چون برادران گفتند كه يوسف را بما بفرست تا سير كند ، و بلهو و لعب و نشاط برآسايد ساعتى دل وى را خوش داريم و با وى بازى و تماشا كنيم و در دشت و صحرا چرا نمائيم ، يعقوب گفت اگر از بهر كارش مىبريد كودكست و مرد كار نيست و اگر از بهر بازى مىبريد در بازى هيچ چيز نيست ، بازى كردن كار نادانانست « فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا » و چرا كردن فعل ستوران است « يَأْكُلُونَ كَما تَأْكُلُ الْأَنْعامُ » و هر كرا كار ، چون كار نادانان و فعل ، چون فعل ستوران بود فردا بىشبهه از كار و كردار خود پشيمان بود . حكايت - آورده‌اند كه ابراهيم بن هشام « 4 » همراه استاد خويش شيخ عبد اللّه

--> ( 1 ) - د : مباهات . ( 2 ) - د : و رميته عن قوسه . و تأديبه فرسه . ( 3 ) - د : بدون چهارم . « قرائت » . ( 4 ) - د : ابراهيم بن شيبانى - ح : ابراهيم شيبانى .