معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

121

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

بحار و انهار در تموّج آمده و ماهيان دريا و مرغان طيار همه به تسبيح و تمجيد « 1 » حضرت پروردگار جل و علا آواز بر كشيده كه اى پدر ، مرا لباسى پوشانيدند از نور و كليدهاى خزاين روى زمين نزد من آوردند ، در اثناى اين ديدم كه يازده ستاره با ماه و آفتاب از آسمان فرود آمدند و در پيش من به سجده افتادند ، بعد از آن از غرابت اين حال مضطرب از واقعه درآمدم . يعقوب از تقرير اين واقعه و تحقيق تعبير آن تغيير تمام در باطن پديد آمده گريه بدان حضرت « 2 » مستولى گشت ، يوسف چون پدر را بر مثال ابر گريان ديد ، چون گل رعنا بخنديد ، گفت : اى پدر اين واقعه ظاهرا موجب بهجت و سرور است اين گريه و اندوه چراست ، يعقوب فرمود : « يا بنىّ ما من فرحة الّا و يتبعها ترحة » هيچ فرحى بآدمى نرسد تا ترحى در عقب آن نباشد ، گفت ، اى پدر تأويل اين خواب چيست ؟ يعقوب مىدانست كه آن كوه شامخ سرير دولت آسمان‌فرساى اوست كه روزى بدان متمكن گردد و چشمهاى زلال ، آب اقبال او خواهد بود « 3 » كه در جويبار آمال جارى گردد ، و رياض ، نزهت چمن سعادت او است كه گل‌فام « 4 » در وى شكفته آيد ، و ابواب آسمان گشاده ، علامت نزول وحى و ابلاغ امر و نهى اوست و مشاعل كواكب افروخته ، « 5 » اظهار انوار علوم و معارف او است ، كه سبب هدايت عالميان گردد ، و لباس نورانى خلعت عصمت اوست كه بدان مشرفش گردانند ، و كليد خزاين روى زمين استيلا و سلطنت او است ، كه همه خلايق در كنف عدل و احسان وى آسوده و مرفه الحال گردند ، و بعد از آنكه سرير دولت ابد پيوندش بوجود شريف مزين گردد ، يازده سبط بنى اسرائيل كه كواكب آسمان جلالت و نجوم سپهر رسالت‌اند ، پيش وى ، پيشانى استكانت بر زمين نيازمندى نهند ، و آفتاب و

--> ( 1 ) - ح : تحميد . ( 2 ) - د - الف : مر آن حضرت را . ( 3 ) - د : بدون خواهد بود . ( 4 ) - د : گلهاى او . ( 5 ) - د - ح : بدون افروخته .