معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

117

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

[ اشارهء در بيان حكمت سجده كردن ماه و ستاره ] اشارهء ديگر « 1 » - اگر گويند حكمت چه بود در سجود آفتاب و كواكب و ماه . جواب اين به چند وجه گفته‌اند . اما آنچه بخاطر اين فقير دلپذير افتاده آنست كه بعضى از ارباب اشارت در مصنفات خويش آورده‌اند . و نقل از ابن عباس كرده كه فرمود حق تعالى دو چيز از مكمن غيب به مأمن شهادت به حجّت آورده است ، يكى علم و دانائى ، و ديگر حسن و زيبائى . دانائى را به فرشتگان تفويض فرمود ، و زيبائى را به ستارگان مسلّم داشت ، فرشتگان بعلم خود بنازيدند و به دانش خويش مشعوف گشتند ، دعوى « نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ » آغاز كردند . عصاى عصمت در دست گرفته و عمّامهء عبديت بر سر نهاده . و خلعت طاعت در بر كرد . و طيلسان عبادت بر دوش افكندند شادروان « يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ » بر تارك طارم افلاك بركشيدند ، عنوان منشور تحميد بر منبر تقديس و تمجيد مىخواندند و سمند دوندهء طاعت ، در ميدان استطاعت مى دواندند ، زاويهء افلاك را صومعهء « 2 » سجود و ركوع خود ساختند ايجاد انواع موجودات را طفيل وجود خود شناختند دامن همت را از خاك و كدورتش در مىكشيدند و به جهت تجلى به حليهء علم ، خود را بر ساير آفرينش متفوّق مىديدند ، ناگاه نداى « إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً » در اقطار و اكناف عالم ملك و ملكوت در افتاد ، و قرعهء خلافت بنام آدم صفى و اخلافش برآمد . ملائكه ظاهر حال ديدند زبان به گفتار « أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها » بگشادند تا مادر زمين طفل آدم را از رحم عدم به گهوارهء وجود آورد ، چون چلّه « اربعين صباحا » بگذرانيد لطف الهى جل و علا اين كودك چهل روزه را در كنار تربيت ربوبيت گرفته و آوازه « وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ » . در عالم افكند و از پستان فضل و كرم ، شير تبشير « وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ » مىداد تا در

--> ( 1 ) - د : سؤال ديگر . ( 2 ) - د : بدون صومعه .