معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

102

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

كرد تا بيوسف رسيد يعقوب فرمود كه او را نيز تفحص فرماى ايليا گفت وى هنوز صغير السن و خوردسالست ، اين كار نه بر مقدار او است يعقوب عليه السلام مبالغه فرمود ، ايليا بعد از طلب از زير جامهاى يوسف بيرون آورده يعقوب متحير گشت ، ايليا گفت كه اكنون به مقتضاى شريعت تو مرا در ذمهء يوسف اثبات « 1 » حقى متحقق گشت يعقوب گفت كه اگر « 2 » اين امر به مباشرت وى بوده باشد ضرورتا او را به تو بايد واگذاشت . ايليا يوسف را به اين كيد باز بدست آورده به خانه برد و به مصاحبت و مرافقت وى مستسعد گشت ، و به محافظت و مراقبت وى ما امكن سعى بليغ مبذول مىداشت ، تا به اندك فرصتى داعى اجل را لبيك اجابت گفته از دار فنا بدار بقا رحلت نمود و آن كمربند بيوسف تعلق گرفته همراه به نزد پدر آورد . و يعقوب را عصائى بود كه از براى ابراهيم حق تعالى از بهشت فرستاده بود ، در آن شب كه اسحاق متولد شد ، اين قضيب حواله بوى شد ، و اسحاق آن را يعقوب مسلم داشت . و روايت عرايس آنست كه يعقوب را در صحن سرا درختى بود كه هر فرزندى كه مر او را تولد نمودى از آن درخت شاخى بيرون آمدى و چون آن فرزند بزرگ شدى آن شاخ درخت نيز سطبر شدى و بكمال رسيدى آن را يعقوب قطع فرمودى و به آن فرزند تعيين نمودى ، چرا كه رسم انبيا عليه السلام چنين بود كه هيچ پيغمبر و پيغمبرزاده بىعصا نبودى ، و سنت همهء انبيا بوده است عصا داشتن « قال رسول اللّه : لا يعجز احدكم ان تكون فى يده عصا اسفله عكازة يتكئ عليها اذا اعيى « 3 » و تميط بها الاذى عن الطريق و يقتل بها الهوامّ و يقاتل بها السّباع و يتخذها قبلة بارض فلات » . و اين حديث دليلست بر سنت عصا داشتن و فضيلت با خود همراه داشتن .

--> ( 1 ) - د : بدون اثبات . ( 2 ) - د : در اين امر . ( 3 ) - ح : اذاعى .