معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

89

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

شدند تا عقل عقيلهء خويشان از رهگذر حواس نمونهء « 1 » احساس كند و به مشاهدهء آن تصديق مخبر نمايد ، يكى از آن اخبار اين بود كه در بهشت آبها جارى باشد از آب « 2 » و عسل و شير و خمر بلكه اين چهار در يك نهر جارى باشد چنان كه هيج‌كدام با يكديگر نياميزد ، و به نزديك عقل اين خبر در غايت اشكال مىنمايد . حق سبحانه و تعالى نمونهء آن چهار جوى مختلف ، در گلزار رخسار هر يك از افراد آدميان روان گردانيد ، آب شيرين در دهان ، و آب شور در ديده ، و آب تلخ در گوش ، و آب بىمزه در بينى ، تا مدت پنجاه شصت سال در جوار يكديگر مىروند ، كه هرگز با يكديگر نمىآميزند . ديگر آن بود كه در بهشت حلّهاى زاهر ، و لباسهاى فاخر ، باشد كه هر يك به رنگى و هر كدام به‌طورىكه كمينه بهشتى را هفتاد حلّه پوشانند كه گونه هيچيك به ديگرى نماند ، مثال آن بكمال قدرت در فصل بهار ، در صحن گلزار ، چندين هزاران هزار ، اوراد و ازهار ، با الوان بيشمار ، اظهار فرمود ، تا در اين گلهاى رنگين ، از انواع سمن و ياسمين و صد برگ و نسرين نظرى اندازند ، و تصديق مخبر صادق « 3 » نمايند . ديگر در بهشت ، درختى باشد كه آن را درخت طوبى گويند ، و در هر غرفه از غرفات جنّت غصنى از اغصان وى باشد . نمودار آن در دنيا آفتاب است بر فلك رابع كه اثر نورش بر قصور و قبور ، ظاهر و لايح ، و نفحات لمعانش « 4 » از غاليه‌دان ذرات كائنات فارغ است ، تا هر كه به نظر عبرت تأمّل نمايد ، بداند كه چنين شجرهء ممكن الوقوع است و از زمرهء محالات مقطوع ، كذلك از انواع فواكه و اصناف ملابس و اطعمه و اشربه و الوان و اكوان « 5 » و حور و قصور از آنچه در اخبار و نصوص مذكور است ، مجموع را نمودارها در دنيا بكمال قدرت خويش نموده و همه را آئينهء جمال‌نماى عرايس غيبى گردانيده .

--> ( 1 ) - د - ح : نمونهء آن . ( 2 ) - د - ا : انهار باشد جارى از آب . ( 3 ) - د - ح : بدون صادق . ( 4 ) - د : لمعاتش . ( 5 ) - د : ظاهر اكواب .