معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
90
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
* * اگر بىپرده نتوانى كه بينى پرتو ذاتش * به ذرات جهان بنگر كه هر « 1 » ذره است مر آتش جمال حق ز مرآت صفاتش مىكند جلوه * صفت در كسوت افعال و فعل از عين آياتش تنت چون مظهر جانست و جانت مظهر اعيان * چه اعيان مظهر اسما « 2 » چه اسما مظهر ذاتش اما از حسن و جمال و صفات كمال اهل جنت چنان كه در اخبار و آثار اصحاب روايت به ثبوت پيوسته نمودارى مىبايست . حق تعالى انبياء مكرم عليهم السلام را بكمال كرم بفرستاد و در « 3 » ذات هر يك صفتى از صفات اهل جنّت وديعت نهاد ، قد آدم را ، حد قامت اهل جنت نهاد ، و سال عيسى را مرتبه كمال و رتبه اعتدال سن ايشان گردانيد ، و زمزمهء داود را از « 4 » زير و بم ، سرود و اصوات ايشان ساخت ، و حسن خلق احسن خلق را كه خلق محمدى است ( ص ) مقصدالاقصاى اخلاق و عروةالوثقاى شيم انسانى گردانيد ، چون نوبت مثال جمال انسان آمد داعيهء نفسانى و قوت شهوانى ايشان در نهاد ، يعقوب را عزيمت تاهل كه مقدمه توالد و تناسل است در باطن شريف پديد آمد همانا باعث همين بود كه وعدهء بركت در خاندان خلّت شنيده بود و فرزند ارجمندى كه يگانهء روزگار و فرزانهء عالىمقدارى باشد مترقب وى مىبود . * * در حسرت آنكه دست بختش * شاخى بدر آرد از درختش يعنى كه چو سرو بن بريزد * سروى ديگرش ز بن بخيزد يا چون بچمن رسد تذر وى * سروى بيند بجاى سروى
--> ( 1 ) - د : بدون هر . ( 2 ) - د - ح - ا : بدون چه . ( 3 ) - د : در ذرات . ( 4 ) - د : بدون از .