الملا فتح الله الكاشاني

21

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

تمام ميگريست و دست در محاسن خود زده بود و ميفرمود كه ايدنيا ديگرى را مغرور ساز كه من فريفته تو نشوم و به تو رجوع نكنم و من ترا سه طلاق دادم بعد از آن فرمود ايدنيا زندگانى تو بغايت كوتاهست و امر خطير تو اندك و آرزوى تو حقير آه از كمى توشهء راه و دورى و درازى سفر آخرة و وحشت و ترس آنراه و بزرگى آن منزلگاه بعد از ذكر اعمال بدنيه بيان طاعة ماليه مىكند بقوله . وَ فِي أَمْوالِهِمْ و در مالهاى متقيان بوده است حَقٌّ نصيبى مقدر و بهرهء معين لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ مر هر خواهنده را و بىبهره را محروم مستحقيست كه از هيچكس چيزى نخواهد و گمان مردمان چنان باشد كه او غنى است و به جهت اين ويرا از صدقه محروم سازند و يا فقيرى است كه بكثرة دختران مبتلا بود يا مملوكى كه مولى او را نفقه ندهد و يا پيشه كارى كه از پيشهء خود چيزى كسب نتواند كرد يا كسى كه اثمار و زروع و انعام ويرا نقصان رسيده باشد عبد اللّه بن قلابه گويد كه در يمامه سيلى بيامد و مال كسى را تمام ببرد يكى از اصحاب رسول گفت هذا المحروم اينمرد محروم است براى او توزيعى بايد كرد پس از براى او توزيعى كردند و چون غرض از ذكر وعد و وعيد ارشاد مردمانست بايمان از اينجهت بعد از استبصار ايشان بيان آيات خود مىكند و ميگويد . وَ فِي الْأَرْضِ آياتٌ و در زمين نشانهاست براى استدلال بر وجود صانع و علم و قدرت و فرط رحمة او لِلْمُوقِنِينَ مر بيگمانان را يعنى موحدان را كه در طريق سوى برهانى كه موصل است بمعرفت يزدانى سلوك نموده‌اند و بصيقل دلايل واضحه زنك ريب و شك از قلوب خود زدوده و از جملهء آيات ارضيه كه بر روى زمين است بساط آنست از براى ساكنان و عيون منفجره و معادن متنوعه و حيوانات متنفسه كه مختلفند از حيثيت صور و اشكال و افعال چون بهايم و سباع و حشرات و نباتات از بقول و حبوب و جبال موتده و وجود مسالك و طرق در آن بجهة سهولت تردد بندگان و آنچه در نفس زمين است از اختلاف اجزاى آنست در كيفيات و خواص و منافع و تركيبات . وَ فِي أَنْفُسِكُمْ و در نفسهاى شما نيز نشانهاست كه دالند بر كمال علم و قدرت صانع زيرا كه در عالم هيچ آيتى نيست مگر كه در انسان نظير آن هست و با وجود اين متفردات بهيأت حسنه و مناظره بهيه عجيبه و تمكن بر افعال قريبه و استنباط صنايع مختلفه و استجماع كمالات متنوعه بواسطهء عقول زاكيه و افهام صافيه أَ فَلا تُبْصِرُونَ آيا پس نظر نمى كنيد استفهام در معنى امر است يعنى نظر كنيد بعيون ناظره و افهام نافذه در صنايع مختلفه و استجماع و بدايع آفاق و انفس تا بوسيلهء آن عالم شويد بر وجود صانع عالم و بر وحدت و علم و قدرت و حكمة