الملا فتح الله الكاشاني
20
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
الَّذِي كُنْتُمْ آنچيزيست كه بوديد شما در دنيا بِهِ به رسيدن و طلبيدن آن تَسْتَعْجِلُونَ شتاب مينموديد و ميگفتيد مَتى هذَا الْوَعْدُ * و بعد از وعيد كفار در وعده ابرار ميفرمايد كه . إِنَّ الْمُتَّقِينَ بدرستى كه پرهيز كاران از شرك و معصيت در آن روز فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ در بوستانها و چشمهاى روان باشند و بساتين مملو از اشجار كه مشتمل بر انهار جاريه باشد . آخِذِينَ در حالتى كه فرا گيرندگان باشند بر وجه رضاى نفس و حسن رغبت ما آتاهُمْ رَبُّهُمْ آنچيزيرا كه داده باشد بايشان پروردگار ايشان از مثوبات اعمال صالحه و بايشان عطا فرموده از انواع كرامة جليله پس علت استحقاق ايشان را به اين نعمة عظيمه ميفرمايد كه إِنَّهُمْ كانُوا بدرستى كه آن متقيان بودند قَبْلَ ذلِكَ پيش از اين يعنى پيش از دخول جنة در دار تكليف مُحْسِنِينَ نيكوكاران و فرمان برداران يا احسان نمايندگان به غير خود بانواع تصدقات و غير آن پس تفسير احسان مينمايد بقوله . كانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ بودند كه در زمان اندك از شب ما يَهْجَعُونَ خواب نميكردند يعنى در اكثر اوقات شب بعبادت مشغول مى شدند ما مزيد دالست بر مبالغه در قلت خواب كردن از ابن عباس مرويست كه معنى آنست كه كم شبى بود كه ايشان به نماز تطوع مشغول نميشدند يا در اول شب و يا در آخر اين قول نيز از ابى جعفر ماثور است و ضحاك و مجاهد در وقت تلاوت اين آيه وقف ميكردند بر قليلا بعد از آن ابتدا ميكردند بقول مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ و ما را بر نافيه حمل ميكردند يعنى محسنان كم بودند در دنيا و بعد از آن فرمود كه خواب نميكردند بلكه هميشه باحياى شب مشغول بودند و قول اول اكثر و اصح و اشهر است . وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ و بودند بسحرها كه ايشان طلب آمرزش ميكردند بر وجهى كه گوييا همه شب بجرايم و مآثم مشغول بودند از امام محمد باقر عليه السّلام مرويست كه اين در حق كسيست كه در سحر هفتاد بار استغفار كند و نزد قتاده كه يكى از مشاهير اهل سنت است از سعيد بن جبير رواية كرده كه ابن عباس فرمود كه اين آيه در شان اهل البيت حضرت رسالتست كه على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلاماند نزول يافت بعد از آن گفت كه عادة امير المؤمنين چنان بود كه در ثلث اول از شب خواب ميفرمود و در ثلث آخر بتهجد مشغول ميشد و هر شب هفتاد ركعت نماز ميگذارد و در اين نمازها ختم كلام اللّه مينمود و در سحرگاه ذكر او سبحانه ورد خود ساخته بود و ضرار بن صخره كه از جملهء اصحاب و احباب آنحضرت بود رواية كند كه در بعضى از شبها امير المؤمنين را ديدم كه در محراب مسجد ايستاده بود ميناليد همچون ناليدن كسى كه او را مار گزيده باشد و بسوز