الملا فتح الله الكاشاني
14
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
و ابنيهء فاخره مزين بدر و ياقوت و زمرد و عقيان بمعاينه بينند پس ملائكه ايشان را گويند كه . هذا اين ثواب عظيم ما تُوعَدُونَ آنچيزيست كه وعده داده شده بوديد در دنيا لِكُلِّ أَوَّابٍ بدل للمتقين است يعنى بهشت را نزديك گردانند براى هر تسبيح كننده و مجاهد گفته كه اواب كسيست كه بسيار ياد كنندهء گناه باشد در خلوت و ندامت خورنده و توبه كننده از آن حَفِيظٍ نگه دارنده حدود شريعة و رعايت كننده اوامر و نواهى و نزديك گردانند بهشت را . مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ براى هر كه بترسد از خداى در حالتى كه غايب باشد از مشاهدهء عذاب يا در غايبانهء مردم از خدا ترسان باشد و مطيع اوامر و نواهى او وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ بياورد دل بازگشته به حق يعنى روى بطاعة آورد و سر از معصيت باززند پس ملائكه گويند مر آنان را كه . ادْخُلُوها در بهشت درآييد بِسَلامٍ در حالتى كه سالم و ايمن از زوال نعمتيد ذلِكَ اين وقت حلول كه مقارن سلامتى است يَوْمُ الْخُلُودِ روز تقدير خلود است يعنى جاويد ماندن چه بعد از اين مرك نخواهد بود پس بطريق التفات از خطاب بغيبت ميفرمايد كه . لَهُمْ مر ايشان راست يعنى مر اهل بهشت را ما يَشاؤُنَ آنچه خواهند از انواع نعم و اصناف لذت فِيها در بهشت وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ و نزديك ماست زيادتى از آنچه اراده كنند و آنچيزيست كه هرگز در دل ايشان خطور نكرده باشد و چشم ايشان نديده و گوش ايشان نشنيده و يا مراد بمزيد عطاى زيادتيست بر قدر استحقاق ايشان مرويست كه ابرى بفرمان حضرت بارى بر بالاى سر اهل جنت مرور كند و حور العين را بايشان باراند آنگه حور العين بايشان گويند كه مائيم مزيدى كه حق تعالى فرموده كه وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ و بعد از آن در انذار كفار ميفرمايد كه . وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ و بسا كه هلاك كرديم پيش از ايشان يعنى پيش از قوم تو كه كفار مكهاند مِنْ قَرْنٍ از اهل روزگار هُمْ أَشَدُّ كه ايشان سختتر بودند مِنْهُمْ از كفار مكه بَطْشاً از روى قوة و تناورى و غنا و كثرة قبيله مانند عاد و ثمود و غير آن فَنَقَّبُوا فِي الْبِلادِ پس راه بريدند در شهرها بشدت قوت يعنى گرديدند در شهرها بسيار و سفر كردند در آن به قصد تجارت و كسب مال و متاع هَلْ مِنْ مَحِيصٍ آيا هيچ بوده مر ايشانرا گريزگاهى از مرك يا نزول عذاب تا قوم تو نيز توقع آن داشته باشند كه از مرك يا عذاب نجاة يابند . إِنَّ فِي ذلِكَ بدرستى كه در آنچه مذكور شد در اين سوره لَذِكْرى هر آينه پندى و ياد كردنيست