الملا فتح الله الكاشاني
10
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
كه . أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ بيفكنيد در دوزخ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ هر ناگرويده و ستيزه كننده در امر حق . مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ بسيار منع كننده مر خير را يعنى بازدارنده مال از حقوق واجبه مُعْتَدٍ در گذرنده از حدود الهى و معادات نماينده با اهل آن مُرِيبٍ بسيار شك آرنده در وحدانيت خدا و در روز جزا . الَّذِي آنچنان شخصى كه جَعَلَ گردانيده يعنى شريك ساخته مَعَ اللَّهِ با خداى به حق إِلهاً آخَرَ خداى ديگر را فَأَلْقِياهُ پس درافكنيد او را فِي الْعَذابِ الشَّدِيدِ در عذابى سخت از محمد بن تميم واسطى روايتست كه شريك بن عبد اللّه گفت كه من بعيادت سلمان اعمش رفته بودم در مرض موت وى ناگاه ابو حنيفه و ابى ليلى و ابن شيرويه در آن مجلس حاضر شدند و با اعمش گفتند يا ابا محمد تو بآخرت نزديك شدى بايد كه توبه و استغفار كنى و از ذنوب پشيمان شوى و از اقاويل باطله كه ناقل آن بودى بازگردى بعد از آن گفتند كه بر على ابن أبي طالب تو غل مىنمودى و اخبار بسيار از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم در شان او ايراد ميكردى و مردم را از اين ممر و گذر در وادى هلاكت ميانداختى و ترا از اين همه سكوت اولى و احسن بود پس بايد كه از اين همه توبه كنى اعمش چون اين سخن را از ابو حنيفه بشنيد باصحاب و اقارب خود توجه نمود و فرمود كه مرا بنشانيد ايشان او را بنشاندند فرمود اى ابو حنيفه بدان و آگاه باش كه ابو متوكل ناجى مرا خبر داد از ابو سعيد خدرى كه گفت من از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه فرمود چون روز قيامت شود خطاب رب الارباب در رسد كه يا محمد يا على القيا فى النار من ابغضكما و ادخلا الجنة من من احبكما فيمضى على عليه السّلام على شفير جهنم و يقول هذا لك و هذا لى و هو قوله تعالى أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ يعنى اى محمد و على كه من خداوند شما ام امر كردم كه هر كه دشمن شما باشد در دنيا او را در دوزخ اندازيد و آنكه محبت شما را داشته او را در بهشت درآريد پس برادر من على بن ابى طالب بنا بفرموده خداى بر اين قيام نمايد و بكنار دوزخ رود و گويد كه اى جهنم بگير اينرا كه از تست و اين را واگذار كه از منست و آيه أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ به اين معنى است كه مذكور شد يعنى بيندازيد اى محمد و على در جهنم هر كافر نبوت و عنيد ولايت را ابو حنيفه چون اين سخن بشنيد با اصحاب خود گفت كه از اين مجلس برخيزيد تا آوازى عظيمتر به گوش شما نرسد پس ابو حنيفه با اصحاب خود از آن مجلس برخاستند و مجاهد از طريق اهل سنت روايت كرده از عبد اللّه عباس كه حضرت رسالت مرا وصيت كرد كه اى پسر عباس بر تو باد كه دوستى على بن ابى طالب و متابعت او اختيار كنى كه نطق او عين صواب است و متابعت او رستگارى از