الملا فتح الله الكاشاني
97
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
ايوب از مرض و محنت خود شكايت كند و بجهة اين نام او از زمرهء صابران محو شود و گويند كه شيطان مردمان را ميگفت كه اگر ايوب بطريق رشد و ثواب بودى به اين بلا مبتلا نشدى و جميع مردمانرا از صحبت او تنفير مينمود و زن او را وسوسه ميداد و او را از خدمت ايوب منع ميكرد و چون كار ايوب به اين غاية رسيد به حق سبحانه استغاثه كرد و شر شيطان و اضلال او را به حضرت ذو الجلال رفع نمود نه بجهة مرض و فوت اموال و اولاد شكايت نمود از امام جعفر صادق عليه السلام مرويستكه ايوب هفت سال بزندان بلا و امتحان محبوس بود در اين مدت اصلا شكاية از او اين ممر صادر نشد و چون ابليس در صدد آن شد كه نوعى كند كه از او شكايتى از مرض و محن ظاهر شود ايوب شكايت او را بعرض رسانيد تير دعاى او بهدف اجابت رسيد و جبرئيل را به او فرستاد و او را اين خطاب كرد . ارْكُضْ بِرِجْلِكَ بزن پاى خود را به زمين ايوب بفرمودهء او پاى بر زمين زد و چشمهء از زير قدم او بيرون جوشيد يكى گرم و ديگرى سرد جبرئيل فرمود كه اى ايوب هذا اين چشمهء گرم مُغْتَسَلٌ جاى غسل كردن است و چشمهء ديگر بارِدٌ وَ شَرابٌ آبيست سرد و آشاميدنى پس ايوب در چشمهء گرم غسل فرمود جميع امراض ظاهرى او محو شد و از چشمهء سرد بياشاميد علتهاى باطنى او زايل گشت و قول اكثر آنست كه چشمه يكى بود بوقت خوردن سرد بود بوقت غسل كردن گرم و بعد از آنكه بدن او را از امراض پاك ساختيم . وَ وَهَبْنا لَهُ و بخشيديم مر او را أَهْلَهُ كسان او را يعنى بدل ايشان و اكثر برآنند كه معنى مراد آنست كه فرزندان او را زنده گردانيديم وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ و مانند ايشان را بايشان يعنى اولاد او را دو برابر آن كه بودند به او كرامة كرديم و در احاديث آمده كه خداى تعالى اهل و مال او را مضاعف ساخت يعنى بعوض يك زن دو زن و يك فرزند دو فرزند و يك مال دو مال به او عطا فرمود از امام جعفر صادق عليه السلام مرويست كه حق تعالى فرمود كه ما اولاد ايوب را آنچه در اثناى امتحان فوت شده بودند همه را باضعاف آن به او عطا فرموديم و ارزانى داشتيم رَحْمَةً مِنَّا بخششى از جانب ما وَ ذِكْرى و بجهة ياد كردن و پند گرفتن لِأُولِي الْأَلْبابِ مر خداوندان عقول را تا عاقبت صبر را نظر كرده در مصيبت بىصبرى نكنند و شكيبائى ورزند و بوسيلهء آن بمرتبه فرح و مكان فرج برسند مرويست كه ايوب بعد از صحت يافتن هفت روز امت خود را طعام داد و ايشان را بشكرگذارى و صبر و شكيبائى امر نمود آوردهاند كه در زمان مرض او زوجهء اولياى بنت يعقوب بمهمى رفته بود و دير آمد ايوب سوگند خورد كه چون عافيت يابد او را صد چوب بزند خواست كه سوگند خود را راست گرداند تا حانث نشود اما چونكه او را بسيار دوست داشت حق تعالى سوگند او را راست گردانيد بآسانترين وجهى كه خطاب كرد .