الملا فتح الله الكاشاني

98

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

وَ خُذْ بِيَدِكَ و بگير بدست خود ضِغْثاً دستهء از چوب تازه گياه خشك شده يا از شاخهاى باريك كه بعدد صد چوب باشد فَاضْرِبْ بِهِ پس بزن زن خود را به آن دسته گياه بيكبار وَ لا تَحْنَثْ و بزه‌كار مشو در سوگند خود يعنى مخالفت سوگند مكن و از ابن عباس منقولست كه سبب سوگند آن بود كه ابليس به صورت طبيب خود را بزن او نمود و او دواى ايوب از او طلبيد ابليس گفت من دوائى او ميكنم به شرط آنكه چون به شود گويد كه من شفا به او دادم نه غير من زن قبول اينمعنى نموده اينكلام را بعرض ايوب رسانيده ايوب در غضب شد و سوگند خورد كه او را صد چوب بزند عباد مكى روايت كند كه سفيان ثورى مرا گفت از ابى عبد اللّه عليه السلام بپرس كه چه ميگوئى در باب مرد زانى كه مريض باشد و بسبب حد زدن خوف موت او باشد من بعرض او رسانيدم فرمود كه مرد مستسقى را نزد رسول آوردند كه با زن مريضه زنا كرده بود حضرت امر كرد تا صد چوب گياه را حاضر كردند و بيكبار آن مجموع را بزانى زد و يك بار بر زانيه و ايشانرا رها كرد و اين آيه برخواند كه خذ بيدك ضغثا فاضرب به و لا تحنث إِنَّا وَجَدْناهُ بدرستى كه ما يافتيم ايوب را صابِراً شكيبا در آنچه بنفس و مال و ولد او رسيد نِعْمَ الْعَبْدُ نيكو بنده‌ايست إِنَّهُ أَوَّابٌ بدرستيكه او رجوع كننده است بدرگاه ما و بالكليه روى بجانب ما آورده و بعد از آن اخلاق حسنهء ديگران بيان مىكند تا بندگان اقتدا بايشان كنند و به ثواب جزيل و ذكر جميل برسند و ميفرمايد كه . وَ اذْكُرْ عِبادَنا و ياد كن اى محمد بندگان ما را إِبْراهِيمَ ابراهيم خليل را وَ إِسْحاقَ و پسر او اسحق نبى را وَ يَعْقُوبَ و نبيرهء او يعقوب نبى را أُولِي الْأَيْدِي كه خداوند دستها بودند وَ الْأَبْصارِ و ديدها يعنى صاحب اعمال شريعت بودند و معارف الهيه و اعمال بدنى را با علوم يقينى قلبى جمع كرده بودند و يا آنكه خداوندان نعمتها بودند بر بندگان به جهت آنكه ايشان را بخوان احسان ايمان ميخواندند و ارباب عقول بودند و افهام زاكيه . إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بدرستى كه ما پاكيزه گردانيديم ايشان را از براى خود بِخالِصَةٍ بسبب خصلتى كه خالص بود از آميختگى علايق دنيوى آن ذِكْرَى الدَّارِ ياد كردن سراى آخرت است . وَ إِنَّهُمْ عِنْدَنا بدرستى كه ايشان نزديك ما لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيارِ هر آينه از جملهء برگزيدگانند بنعمت نبوت و قرب بارگاه صمديت بسيار نيكو كارانند يا بهترين ابناى جنس خورند .