الملا فتح الله الكاشاني
96
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
حق تعالى اجابت آن نمود و فرمود كه . فَسَخَّرْنا پس رام كرديم لَهُ الرِّيحَ مر او را باد بر وجهى كه تَجْرِي بِأَمْرِهِ ميرفت بفرمان او رُخاءً از روى نرمى و خوشى بىآنكه او را متحرك و مضطرب سازد و يا فرمان بردار كه اصلا مخالفت آن نميكرد حَيْثُ أَصابَ هر جا كه قصد كردى مرويست كه حق تعالى بر وجهى باد را مسخر وى كرده بود كه روزى در صباح او را از ايليا برداشت و در وقت چاشت بقزوين رسانيد و در شبانگاه بكابل رسانيد . وَ الشَّياطِينَ و مسخر كرديم مر او را از جنس ديوان كُلَّ بَنَّاءٍ هر بنا كنندهء كه بر وفق مدعاى او عمارتها ميساختند از شهرهاى بزرگ و قلعهاى بلند و از جملهء آن بيت المقدس است وَ غَوَّاصٍ و هر شنا كنندهء در دريا تا بجهة آن انواع جواهر بيرون ميآوردند . وَ آخَرِينَ و ديگر مسخر گردانيديم ديوان ديگر را مُقَرَّنِينَ كه با هم نشسته بودند دو دو و سه سه و چهار چهار فِي الْأَصْفادِ در غلهاى آهنين يعنى به عمل شياطين كار فرمودى و متمردان ايشانرا در بند كشيدى تا شر ايشان بمردم نرسد و چون حق تعالى به جهت صلاح دين و دنيا پادشاهى چنين بوى ارزانى فرمود او را گفت كه . هذا اين پادشاهى به اين عظمت و شوكت عَطاؤُنا بخشش ماست به تو فَامْنُنْ پس اعطا كن از آن بر هر كه خواهى أَوْ أَمْسِكْ يا منع بخشش كن از هر كه خواهى يعنى تصرف كردن در آن بمشيت تست بِغَيْرِ حِسابٍ در حالتى كه اعطاى بى حسابست و امساك يعنى روز قيامت محاسب نخواهى شد براى عطا و امساك آن . وَ إِنَّ لَهُ و بدرستى كه مر سليمان را عِنْدَنا لَزُلْفى نزديك ما اقرب و مرتبه است يعنى مقرب درگاه صمديه و از نزديكان بارگاه احدية با وجود ملك عظيم داشته وَ حُسْنَ مَآبٍ و مر او راست نزديك ما نيكوئى بازگشت كه درجات حسناتست و بعد از ذكر امتحان سليمان در بيان ابتلاء ايوب ميفرمايد كه . وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ و ياد كن ايمحمد بندهء ما را كه ايوب بن عيص است و او در زمان يعقوب پيغمبر بود و دختر او را كه ليا نام داشت به عقد خود درآورده بود او را ممتحن ساخته چنان كه در سورة الانبيا گذشت از روى مناجات سر خود را بقاضى الحاجات رفع كرد كه إِذْ نادى رَبَّهُ و بآواز بلند تضرع نمود بپروردگار خود كه أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بدرستى كه مىرساند شيطان مرا بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ برنح بدن و فوت مال يعنى وسوسه ميدهد و ميگويد كه چه كردى كه حق تعالى نعم بدنيه و ماليه از تو بازگرفت و اين همه سختيها و محنتها بر تو گماشت و مدعاى شيطان آن بود كه