الملا فتح الله الكاشاني

95

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بار ديگر بدعاى وى و تتمهء اقاويل مفسران در اين باب و بيان صحت و فساد هر يك از آن در منهج الصادقين بر وجه ابسط سمت ذكر يافته آورده‌اند كه سليمان صد زن داشت روزى در مجلس خود گفت امشب گرد اين زنان برآيم تا خدا مرا از اين صد زن صد پسر دهد كه در راه خدا جهاد كنند و كلمهء انشاء اللّه نگفت اتفاقا هيچكدام حامله نشدند مگر يك زن كه او هم پسر مرده آورد و بر تخت سليمان انداخت و به جهت ترك مندوب كه آن كلمهء انشاء اللّه بود حق تعالى آن را به او عتاب كرد چنان كه حبيب خود را از آن خبر ميدهد كه . وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ و بدرستيكه ما امتحان كرديم و آزمايش نموديم سليمان را وَ أَلْقَيْنا و انداختيم يعنى زن او را ملهم ساختيم تا انداخت عَلى كُرْسِيِّهِ بر بالاى تخت او جَسَداً تنى بىروح كه پسر مردهء او بود سليمان چون دانست كه آن بسبب ترك انشاء اللّه بود از آن پشيمان شد ثُمَّ أَنابَ پس بازگشت به خدا بر وجه انقطاع و بدعا و به نماز مشغولشد از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرويست كه فرمود به حق آن خدائى كه نفس محمد بيد قدرت اوست كه اگر سليمان بكلمهء انشاء اللّه مترنم ميشد حق تعالى صد پسر به او ميداد تا همه در راه خدا جهاد ميكردند و چون ترك آن ندب نمود معاتب شد و از اين سعادت محروم ماند و شبههء نيست كه ترك كلمهء انشاء اللّه مقتضى آن نيست كه از سليمان صغيره يا كبيره واقع شده باشد چه ذكر آن نكرد اما در خاطر او بود و اعتقاد به آن داشت الا آنست كه به جهت ايمن شدن از كذب بحسب ظاهر او را مندوب بود كه متذكر آن شود اقوال قصه خوانان و ضعفاى مفسران كه از يهود در اين قضيه نقل كرده‌اند مستلزم كفر و زندقه است و دفع ورد آن بر وجه اصح در منهج الصادقين سمت ذكر يافته حاصل كه چون سليمان ترك مندوب كرد از روى نياز بدرگاه بىنياز توجه نمود و زبان بمناجات گشوده . قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي گفت اى پروردگار من بيامرز مرا در آنچه از من صادر شده در ترك مندوب وَ هَبْ لِي مُلْكاً و ببخش مرا پادشاهى كه لا يَنْبَغِي نسزد و نشايد لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي مر يكى را پس از من تا چنين ملكى معجزه من باشد إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ بدرستى كه توئى بخشنده كه هر چه خواهى دهى و چونكه سليمان ميدانست كه استدعاى ملكى چنين از حق تعالى اصلح است بامور دينيه و سبب كثرت طاعات و عبادات بندگان مىشود از اينجهت دعا كرد مانند آنكه شخصى دعا كند كه بار خدايا مرا غنىترين اهل روزگار من گردان اين دعا بر وجه جميل خواهد بود گاهى كه دانسته باشد كه اين نسبت به حال آن اصلح است و داعى آن متصف نخواهد بود به آنكه بخل داشته باشد كه خداى تعالى او را مال بدهد و چون دعاى سليمان بر وجه اصلح بود از اينجهة