الملا فتح الله الكاشاني

94

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

است الْجِيادُ اسبان نيك و كلبى گويد كه آن هزار اسب بودند كه سليمان با كفار دمشق و نصيبين كارزار كرده و آنها را از ايشان گرفته بود و برواية مقاتل باعمالقه غزا كرده بود و هزار اسب از ايشان اخذ نموده و بسليمان رسيده و نزد بعضى ديگر اسبان دريائى بودند و پر داشتند ديوان برسم تحفه آورده بودند و بر هر تقدير سليمان بعد از نماز پيشين بر كرسى نشسته بود آن اسبان را بر وى عرض كردند و او به آن مشغول شد تا آنكه بسبب آن از نماز نافله با اورادى كه در آخر روز داشت بازماند و چون نهصد از آن اسبان را بر او عرض كردند نگاه كرد آفتاب فرو رفته بود . فَقالَ پس گفت إِنِّي أَحْبَبْتُ بدرستى كه من برگزيدم حُبَّ الْخَيْرِ دوستى مال را و عرب خيل را خير ميگويند به جهت آنكه خير بسيار به آن متعلق است چنان كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده كه الخير معقود بنواصيها الخير الى يوم القيمة يعنى اسبان بسته شده است به پيشانيهاى ايشان خير و نيكوئى تا روز قيامت يعنى اختيار كردم دوستى خيل را و باز ماندم به جهت آن عَنْ ذِكْرِ رَبِّي از ياد پروردگار خود كه آن ورد آخر روز يا نافله است حَتَّى تَوارَتْ تا آنكه پوشيده شد آفتاب بِالْحِجابِ بپردهء شب و ذكر ضمير بدون مرجع آن كه شمس است بجهة دلالت لفظ عشى است بر آن پس سليمان بسبب فوت ورد يا نماز نافله غمگين شد به جهت تدارك آن رو باصحاب خود كرد كه . رُدُّوها عَلَيَّ باز گردانيد آن اسبان را بر من و چون بازگردانيدند فَطَفِقَ پس در ايستاد و ميسود شمشير را مَسْحاً سودنى بِالسُّوقِ بساقهاى ايشان يعنى ايشان را پى كرد وَ الْأَعْناقِ و بگردنهاى ايشان يعنى مىبريد گردنهاى ايشانرا و همه را در راه خدا قربان كرد و تصديق نمود به جهت كفاره آنچه از او فوت شده بود و از جمله هزار اسب صد اسب ماندند و هر اسب نيكو كه هست نسل آنهاست عبد اللّه عباس از امير المؤمنين عليه السلام نقل كرده كه ضمير ردوها راجع بآفتابست و مراد از ذكر نماز عصر است كه از سليمان بسبب مشغولى اسبان فوت شد و آفتاب غروب كرد و چون اشتغال سليمان باسبان بسبب اراده جهاد بود با دشمنان نه بسبب تفرج و حظ نفس از اينجهة باذن حق تعالى فرشتگان را كه موكل آفتابند امر كرد كه ردوها على بازگردانيد آفتاب را براى من ايشان آفتاب را بازگردانيدند تا بموضع عصر رسيد و او نماز را ادا نمود و اينكه آفتاب بدعاى حضرت رسالت در صهباى خيبر بعد از غروب بازگشت و بجاى عصر آمد تا امير المؤمنين ( ع ) نماز را بگذارد مشهور و معروفست و كسى منكر آن نيست و در سورة المائده مذكور شد كه از براى حضرت امير المؤمنين ( ع ) دوبار مراجعت كرد يك بار بدعاى حضرت