الملا فتح الله الكاشاني

340

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

بايد كه يكى از ايشانرا آزاد كند پس به اين وجه سلوك كردند بعضى را آزاد كردند و بعضى را فديه گرفتند حق تعالى به جهت ترك رسوم آداب نسبت به آن قدوهء احباب مذمة كرده فرمود . إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ بدرستيكه آنان كه ندا ميكنند ترا مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ از بيرون حجرات زوجات أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ بيشتر ايشان عقل ندارند و جاهلند برسوم آداب يعنى به جهت عدم معرفت به قدر و شرف و مرتبهء تو و ترك توقير و تعظيم تو بمنزلهء بهايم‌اند كه از فهم و عقل برىاند چه مقتضى عقل آنست كه مراعات حسن ادب كنند و رعايت اجلال و تبجيل نمايند خصوصا نسبت به كسى كه منسوب باشد برتبهء رسالت و مزين بخلعت نبوت و باقى تفاصيل اين مبحث حواله بمنهج الصادقين است بعد از نهى از نداى مذكور مى فرمايد كه . وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا و اگر ايشان يعنى قوم بنى تميم شكيبائى كردندى بر ترك ندا حَتَّى تَخْرُجَ تا كه بيرون ميآمدى إِلَيْهِمْ بسوى ايشان لَكانَ هر آينه بودى صبر كردن و انتظار خروج تو كشيدن خَيْراً لَهُمْ بهتر مر ايشان را از ندا كردن به جهت مراعات غايت رسوم آداب كه مثمر سعادت دنيا و عقباست چه آن باعث لطف الهى است در بارهء ايشان باعطاى ايمان و رسانيدن ايشانرا به ثواب جاودان و تعداد ايشان در زمرهء عاقلان وَ اللَّهُ غَفُورٌ و خداى بسيار آمرزنده است كسى را كه از بىادبى تايب و نادم شود رَحِيمٌ بسيار مهربان با اهل ادب و حرمة چه مغفرت و رحمة او واسع است پس هرگز او را مضيق نخواهد ساخت بر كسى كه توبه كند از اين بىادبى و از آن پشيمان گردد - آورده‌اند كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در سال نهم از هجرت وليد بن عتبة بن معيط را بقبيلهء بنى المصطلق فرستاد تا صدقات واجبهء ايشان را بگيرد و قبل از اين ميان وليد و ايشان در زمان جاهليت خونى واقع شده بود چون خبر آمدن وليد بايشان رسيد از سر عداوت قديم گذشته مجددا طرح محبت انداخته و بجهة تعظيم و توقير باستقبال وى بيرون آمدند وى به گمان اينكه ايشان به قصد قتل وى آمدند معاودت نموده نزد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و بعرض رسانيد كه بنى المصطلق طريق ارتداد پيش گرفته زكات ندادند و قصد كشتن من كردند رسول در خشم شده و عزم قتل ايشان نموده ايشان بيامدند و گفتند نعوذ باللّه غضبه و غضب رسوله پناه ميگيريم به خدا از غضب او و رسول او به خدا كه از ما تمردى واقع نشده و همه مطيع و ماموريم و آنچه بعرض ملازمان رسانيده‌اند خلاف واقع است رسول بقول ايشان اعتماد ننموده فرمود حكم ميان ما و شما از اين دو بيرون نيست يا شما باز ميايستيد از عصيان و نافرمانى و يا مردى را بشما ميفرستم كه بمثابهء نفس من باشد تا مقاتله كند با اهل قتال و جدال شما و همه ذرارى شما را سبى كند پس دست بدوش امير المؤمنين عليه السلام نهاد و فرمود هو هذا آنمرد اينكس است پس خالد وليد را با جمعى بر سر ايشان