الملا فتح الله الكاشاني
337
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
كلام و چون سخن به اين جا رسانيد بنشست پس حضرت رسالت ( ص ) بثابت قيس بن شماس فرمود كه برخيز و جواب عطارد بده ثابت برخاست و خطبهء به اين مضمون آغاز كرد كه حمد مر خدايرا كه آسمان و زمين را خلق فرمود در حالتى كه امر او در جميع ملكوت جارى بود و دانش او به كرسى او كه زير عرش است و زير آسمانها سارى و هيچ چيز يافت نميشود مگر كه از خوان فضل و احسان اوست و از جملهء افضال او آنست كه ما را ملوك روى زمين گردانيد و از همهء خلق رسولى را برگزيد كه نسب او بزرگتر است و سخن او راستتر و حسب او افزونتر بعد از آن كتاب را بر او انزال فرمود و او را بر خلقان خود امير ساخت پس او برگزيدهء خداست بر جميع خلقان و بعد از آنكه خلعت رسالت نامزد او شد مردمان را بدين ايمان خواند و مهاجر را كه اهل او بودند به او ايمان آوردند اكنون احسان او از همه بيشتر است پس اول آفريدهء كه اجابة قول او كرد و استجابة امر الهى نمود ما بوديم پس ما انصار و يار و مصاحب اوييم با همهء مردمان مقاتله ميكنيم تا همه ايمان آرند پس هر كه به خدا و رسول ايمان آورد مال و خون او محفوظ ماند و هر كه قبول نكند هميشه با او مجاهده مىكنيم در راه خدا و كشتن او بر ما آسانست و اين نهايت قول منست و من از براى جميع مؤمنين و مؤمنان استغفار ميكنم و السلام و الاكرام بعد از آن زبرقان شاعر برخاست و شعرى چند بخواند و حسان بن ثابت در صدد جواب او درآمده بشعر خواندن مترنم شد و چون از شعر فارغ شد اقرع گفت خطيب اين مرد اخطب و افضل از خطيب ماست و شاعر او از شاعر ما بهتر است و آوازهاى ايشان از آوازهاى ما بلندتر بعد از فراغ اين كلمه گفت اشهد ان لا إله الا اللّه و اشهد ان محمدا عبده و رسوله مردمان چون ديدند كه اقرع ايمان آورد ايشان نيز بشرف اسلام مشرف شدند و حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همه را صله و خلعت داد بعد از آن حق تعالى بجهة تعليم مراسم ادب نهى اصحاب نمود در وقت خطاب از رفع اصوات كه مستلزم اذية و آزار و كراهت و حفظ حرمة بود نسبت به آن قدوهء اخيار و فرمود كه . يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى كسانى كه گرويدهايد لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ بلند مكنيد آوازهاى خود را فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ بالاى آواز پيغمبر يعنى در وقت سخن گفتن آواز خود را بلندتر از آواز پيغمبر مگردانيد زيرا كه رفع صوت يا به قصد استخفاف و آن مستلزم كفر است يا عدم ملاحظه ادب و آن متضمن خلاف تعظيم است وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ و آشكارا مسازيد مر او را بِالْقَوْلِ بسخن گفتن يعنى او را بآواز بلند ندا مكنيد كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ همچو آشكارا خواندن برخى از شما لِبَعْضٍ مر برخى ديگر را بلكه در وقت مخاطبه آواز خود را نرم سازيد يعنى بايد كه آواز آن حضرت از آواز شما ارفع باشد نه به عكس